تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
نيافريد در اسلاف تو خدا بركت * نخاستند ز اعقاب آن گروه خيار
نيافت عرق نهال تو آب مجد و شرف * كه بود منبت او شوره زار بر مردار
نه بيخ دوحهء تو يافت طيبت طاهر * نه شاخ اصل ترا ميوهء كرم شد بار
دروغ محض چه گويى چه فخر باشد اين * از اين گذر كن صدقست بهترين گفتار
سخن كه گويى بر سخته و شناخته گوى * غرور و باطل و دعوى و كذب « 1 » را بگذار
يقين بدان كه فراز ترا نشيب بود * بترس از آنكه در افتى به حفره از ديوار
چو دور چرخ نهد بر كف تو جام بلا * خراب گردى زود از تواتر ادوار
كند رياضت ايام توسنان را رام * چنان كه سر بكند از حكام حكم مهار « 2 »
زمانه بشكند آخر سنان جوشن « 3 » تو * چنان كه رخنه كند چرخ تيغ « 4 » گوهربار
زنان شوند ز نوحه حزين « 5 » ولى مردان * نريخته زعد و خون كجا كنند اقرار « 6 » ؟
هامش
( 1 ) - مجا : غرور و باطل و دعوى كذب ( 2 ) - چنين است در نسخهء اساس . مجا : چنان كه شرمگنست از لگام حكم مهار ( 3 ) - ظ : سنان و جوشن ( 4 ) - مجا : تيغ چرخ ( 5 ) - مجا : چمن ( 6 ) - اساس : نريخته عدد خون كجا كنند قرار . مجا : نريخته ز عدد جون كجا كنند اقرار