غضب الامام « 1 » اشدّ من ادبه * فقد استجرت « 2 » و عذت من غضبه
اصبحت معتصما بمعتصم * اثنى الاله عليه فى كتبه
لا و الذّى لم يبق لى سببا « 3 » * ارجو النجاة به سوى سببه
ما ان « 4 » شفيع غير رحمته * و ذلك « 5 » من اشفى « 6 » على عطبه
* * * الترجمه « 7 »
خشم امام « 8 » سختتر است از عذاب او * از خشم او به لطفش آوردهام « 9 » پناه
جويم ز رنج و محنت « 10 » عصمت به معتصم * آنكس كه گفت مدح و ثناى يكى آله « 11 »
و اللّه كه گر رهى را از جرم و بىخودى « 12 » * امروز هست « 13 » جز كرمش هيچ عذر خواه
جز لطف او شفيع ندارم بلى بود * لطفش شفيع هر كه شود كار او تباه
چون اين نظم بر معتصم خواندند روى به واثق آورد و گفت :
حقيقت اين كلام كه به دو و امثال او متعذّر « 14 » و مستعطف شوند « 15 » از كرام ، به شنودن اين ابيات از آنچه در دل من بود با حسين جز ظّن حسن هيچ چيز نماند . واثق گفت سزاوار است او را بدانكه « 16 » امير المؤمنين جرم او ببخشد
هامش
( 1 ) - مج و مجا : الايام
( 2 ) - اساس و مجا : استخرجت . عربى :
و قد استجرت
( 3 ) - ت : شيئا
( 4 ) - ت و عربى : مالى
( 5 ) - ت و عربى :
و لكل
( 6 ) - ت : اسفى
( 7 ) - از « ت »
( 8 ) - مج و مجا : زمانه
( 9 ) - ت :
آوردم
( 10 ) - اساس و مجا : ز رنج محنت
( 11 ) - ت : آنكس كه گفت بر وى مدح ثنا إله
( 12 ) - ت : جرم بىخودى
( 13 ) - جزت : نيست
( 14 ) - ت : معتذر
( 15 ) - مجا : شويد
( 16 ) - ت : بدانچه .