تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
حاضر كن . چون حاضر آمد سلام كرد ، جوابش داد سلامى بس « 1 » آهسته . پس روى به دو آورد و گفت : مرا خبر كن تا آن روز كه برادرم محمد امين را بكشتند هيچ زن را از بنى هاشم كشتند يا « 2 » پرده دريده كردند ؟ جواب داد كه نه « 3 » ؟ پس فرمود « 4 » كه چرا اين گفته‌اى ؟ العّربيّة : « 5 »
و ممّا شجا « 6 » قلبى « 7 » و كفكف عبرتى * محارم من آل النبّى استحلّت
و مهتوكة « 8 » بالخدر « 9 » عنها سجوفها « 10 » * كعاب كقرن الشمس حين تبدّت
اذا حضرتها روعة من منازع * لها المرط عادت بالخضوع و رنّت
و سرب ظباء من ذؤابة هاشم * هتفن بدعوى خير حّى و ميّت
اوديدا « 11 » منّى اذا ما ذكرته * على كبد حرّى و قلب مفتّت « 12 »
ولايات ليل الشامتّين بغبطة * و لا بلغت آمالها ما تمنّت « 13 »
التّرجمه « 14 » :
دلم حزين شد و اشكم فسرده شد از غم * ز هتك ستر كه ديدند آل پيغمبر
بسا كه پرده دريده شدند مستوران « 15 » * چو خور به خوبى و ناديده روى ايشان خور
ز دست پرده دران وز ترس رسوايى * پناه خود « 16 » به خدا نوحه‌ساز و نفرين‌گر
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : ندارد ( 2 ) - ت : تا ( 3 ) - ت : گفت نى ( 4 ) - ت : پس گفت ( 5 ) - ت : شعر ( 6 ) - عربى : شجى . ت : سحا ( 7 ) - ت : فتى ( 8 ) - ت : و مهتركة ( 9 ) - ت و عربى : بالجلد . اساس : بالحذر . مجا : بدون نقطه ( 10 ) - ت : شحومها ( 11 ) - ت : اربدا ( 12 ) - ت : مقعت ( 13 ) - جاى مصراع دوم ابيات چهارم و ششم در « مجا » با هم عوض شده است ( 14 ) - مجا : الفارسيه ( 15 ) - ت و چاپى : مستورات . ( 16 ) - ت ، م : جو