ناكرده بر خود بسته باشم و نشايد اما مىگويم :
شعر
اذا كنت ترجو فى العقاب تشفيا * فلا تزهدن عند التجاوز فى الاجر
الترجمه « 1 » :
اگر چنان كه « 2 » عذابم ترا مراد دلست * ثواب وقت تجاوز به از عذاب بود
مكن عذاب و به عفوم ثواب جوى از حق * كه هر كه عفو كند در خور ثواب بود
موسى چون اين « 3 » معذرت استماع فرمود در صفح و احسان يد بيضا نمود و آن جرم از او در گذاشت .
الحكاية الرابعة - ابو عبد اللّه الزنجى « 4 » الكاتب گويد كه چون ابو الحسن « 5 » بن الفرات در سوم نوبت كه « 6 » وزير شد ابو على بن مقله را منكوب گردانيد ، با آنكه « 7 » ميان من و ابن مقله دوستى ديرينه و محبّت قديم بود در اين مدت كه محبوس بود هيچ به نزديك او نرفتم « 8 » و به دو رقعه ننوشتم و دلدارى ننمودم به سبب « 9 » آنكه مىترسيدم كه اين الفرات بدان « 10 » وقوف يابد و مضرّتى به من رساند « 11 » . چون مدت نكبت او « 12 » امتدادى گرفت و ايام حبس دير در كشيد روزى به من رقعهاى « 13 » نوشت « 14 » كه اول آن رقعه اين ابيات
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد
( 2 ) - اساس : از آنكه
( 3 ) - ت : آن
( 4 ) - ت :
بدون نقطه . چاپى : الريخى . عربى : بن يحيى
( 5 ) - اساس ، مل . ابو الحسين
( 6 ) - مجا : ندارد
( 7 ) - مجا ، ت : باز آنكه
( 8 ) - ت : در نرفتم
( 9 ) - ت : سبب
( 10 ) - ت : بران
( 11 ) - ت : رسانيد
( 12 ) - مجا : ندارد
( 13 ) - مجا : رقعهاى به من
( 14 ) - ت : نبشت