و اين درمانده را به عين رأفت ملحوظ گرداند و از عاطفت و مرحمت محفوظ دارد و به احياء بهجت و ابقاى مهجت « 1 » او منت نهد و از اين « 2 » عذاب « 3 » شديد « 4 » خلاص ارزانى دارد از « 5 » كرامت و انعام و موهبت و اكرام غريب و عجيب نباشد « 6 » . زنجى كاتب گفت : من مدتّها آن رقعه « 7 » در آستين داشتم و منتهز فرصتى مىبودم و خلوتى مىجستم كه رقعه « 8 » عرضه دارم ، ميسّر نمىشد تا روزى خدمت او را تنها « 9 » بيافتم و گفتم : ايّها الوزير حقوق صحبت و ممالحت « 10 » كه ميان من و ابن مقله ثابت است بر راى منير پوشيده نباشد و سوگندها ياد كردم كه تا وزير بر وى ساخط گشته است « 11 » ميان من و او مكاتبه و مراسله نبوده است و هيچ « 12 » نوعى از انواع به قضاى « 13 » حقى از آن او قيام ننمودهام و اينك رقعهء او و استزادتى كه از بىالتفاتى كه « 14 » در باب او نمودهام « 15 » دليل است بر صدق سخن من ، و رقعه به دو نمودم و گفتم : اگر اجازت باشد « 16 » رقعهء « 17 » او عرضه دارم . گفت بيار . آن « 18 » نيز به دو دادم ، و « 19 » چون بر خواند گفت : يا با عبد اللّه اين مرد قصد جان و مال و اهل و ولدان من به همه غايت كوشيده است « 20 » و هر « 21 » سعايت و غمز كه ممكن بوده است در حق من به جاى آورده است « 22 » ، و در آن وقت كه من محبوس بودم از
هامش
( 1 ) - مجا : محجت
( 2 ) - مجا : و اين
( 3 ) - ت : و ازين عتاب و عذاب
( 4 ) - مجا افزوده : و جهد چندين . ت ، م : و جهد جهيدش
( 5 ) - ت : آن
( 6 ) - مجا ، ت : و اكرام بفرمايد ان شاء اللّه . م : و اكرام بود انشاء اللّه
( 7 ) - ت افزوده :
با خود
( 8 ) - ت : كه آن رقعه
( 9 ) - مجا : او تنها
( 10 ) - م : ممالحه
( 11 ) - م : بر وى خشم كرده است
( 12 ) - مجا : و به هيچ
( 13 ) - مجا : از انواع نقصان
( 14 ) - ت : ندارد
( 15 ) - مجا : اقدام نمودهام .
( 16 ) - ت : اجازتست
( 17 ) - مجا ، ت : تا رقعهء
( 18 ) - مجا : رقعه . ت : رقعهء او من
( 19 ) - مجا : ندارد
( 20 ) - مجا ، ت : به همه غايتها برسيده
( 21 ) - ت : و نيز
( 22 ) - از مجاوت . ساير نسخ : آورد