عمرو « 1 » به خطائى مخاطب گشتى كه تدارك آن بر امير المؤمنين بعد از آن كه براءت ساحت او معلوم شدى دشوار بودى ، پس اعلام او در اين « 2 » حادثه لازم دانستم تا اگر تقصيرى كرده است بعد از اين به كفايت و محافظت « 3 » مراسم جد كارى « 4 » عذر آن بخواهد ، و اگر نه سلامت جانب خويش « 5 » بر امير المؤمنين مكشوف « 6 » گرداند . و موضع عتاب و محلّ باز خواست جايى باشد كه افشاى سرّى رود « 7 » كه مصلحتى از مصالح ملك و ملّت بدان سبب مختّل گردد و يا به نقص تدبيرى سرايت كند . مأمون گفت : سخت نيكو كردى كه مرا از مخاطرهء « 8 » ظنّ و مهلكهء گمان بيرون آوردى ، و از هر دو عفو كرد .
شعر :
از خصالى كه در كرام بود * هيچ بهتر ز راستگوئى نيست
و ز فعالى كه با لئام بود * بتر از كذب و از دورويى « 9 » نيست
چون شعار تو راستگويى گشت * در دو گيتى جز آنچه گويى « 10 » نيست « 11 »
الحكاية الثانية - جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن - ابى طالب « 12 » - رضى اللّه عنهم « 13 » كه چون صبح صادق بود و چون آفتاب
هامش
( 1 ) - م : عمرو بن مسعده
( 2 ) - ت : در
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م : خدمتكارى
( 5 ) - ت افزوده : از آن معرت . م : از آن معروف
( 6 ) - ت : روشن
( 7 ) - ت : باشد
( 8 ) - از مجا نقل شد . ( در ساير نسخ :
مخاطبه )
( 9 ) - مجا : وززروهى
( 10 ) - ت : جويى
( 11 ) - م : ابيات را ندارد
( 12 ) - مج : جعفر بن محمد الحسين بن على بن ابى طالب . مجا : جعفر بن - محمد بن الحسين بن على بن ابى طالب
( 13 ) - مجا ، ت : رضى اللّه عنه