تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
احمد بن ابى خالد ، عمرو بن مسعده « 1 » را از اين حال اعلام كرد . عمرو بن مسعده از غايت انبساطى كه در حضرت مأمون و وثوقى كه بر خدمتكارى « 2 » و كفايت خود داشت بر فور على سبيل التهّور به خدمت مأمون درآمد و تيغ از دست بينداخت و گفت : پناه مىگيرم به خداى - تعالى « 3 » - از خشم امير المؤمنين « 4 » ، و من درجهء خود از آن كمتر مىدانم كه امير المؤمنين را آزارى در دل و غبارى بر خاطر باشد و استزادتى « 5 » بر زبان « 6 » راند . مأمون گفت : اين خبر چيست كه كه ترا اينچنين بىآرام گردانيده است « 7 » و اضطراب در خاطر تو آورده « 8 » ؟ . او آن ماجرى كه مأمون با احمد بن ابى خالد « 9 » گفته بود بعينه حكايت كرد . امير المؤمنين مأمون به وجه احسن آن سخن را عذرى بگفت و محملى بنهاد « 10 » . و چون سخن راست بود از بحث آن شرمسار مىشد و سخن خود را تزيينى « 11 » و ترس « 12 » عمرو را تسكينى مىداد تا آنگاه « 13 » كه ابن ابى خالد « 14 » درآمد . مأمون با او گفت : از اهل « 15 » مجلس و ندما و جلسا و حواشى « 16 » خود با تو شكايتى « 17 » مىكنم : سخنى كه « 18 » در اين مجلس رود « 19 » بيرون مىبرند و در افشا و اشاعت آن مىكوشند و حرمت مجلس « 20 » ما رعايت نمىكنند ، تا اين كلمه كه در باب عمرو با تو گفتم از عمرو باز شنودم و گمان بردم كه
هامش
( 1 ) - اساس : مسعد ( 2 ) - مجا ، ت : جدكارى ( 3 ) - مجا ، ت : ندارد ( 4 ) - مجا ، م : امير ( 5 ) - ت : يا از استزادتى . م : يا آنكه استزادتى . ( 6 ) - ت : زفان ( 7 ) - ت : ندارد ( 8 ) - مجا : آورد ( 9 ) - مجا : احمد ابى خالد ( 10 ) - مج ، مجا : و محلى بنهاد ( 11 ) - م : ترتيبى ( 12 ) - ت : وروع و ترس ( 13 ) - مجا ، ت : تا آنكه ( 14 ) - ت : احمد بن . . . ( 15 ) - مجا ، ت : اين ( 16 ) - ت : و خدم و حواشى ( 17 ) - مجا ، ت ، م : شكايت ( 18 ) - ت : كه سخنى ( 19 ) - مجا : مىرود ( 20 ) - مجا : مجلس امامت . ت : مجلس امانت . م : امانت مجلس ما