الباب الرابع فى « 1 » من استعطف بصادق « 2 » لفظ او استدفع « 3 » مكروهه بموقظ بيان و وعظ
باب چهارم - در حكايت « 4 » كسانى كه به سخن راست پادشاهان را باسر « 5 » عاطفت آوردند و بليّت و مكروه را « 6 » به نصيحت و وعظ از خود دفع كردند .
الحكاية الاولى - عمرو بن مسعده « 7 » از جمله مقربان مأمون خليفه « 8 » و اركان دولت او بود و پيوسته كارهاى بزرگ و مهمّات نازك از مصالح ملك و دولت به دو حواله بودى . روزى امير المؤمنين « 9 » در پيش احمد بن ابى - خالد كه وزير و مشير او بود از وى استزادتى « 10 » فرا نمود و او را به تقصير « 11 » در مهّماتى كه به دو تعلّق داشت منسوب كرد و شكايت گونهاى ظاهر گردانيد .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد
( 2 ) - مجا : يصدق
( 3 ) - ت : استوفت
( 4 ) - مجا ، ت : حكايت حال
( 5 ) - مجا : كه پادشاهى با ايشان به غضب بود به سخن راست . . . ت : كه پادشاهى را كه با ايشان به غضب بود . م : كه پادشاهى را با ايشان غضب شد . . .
( 6 ) - مجا : با سر عاطفت و شفقت آوردند و بليت و مكروهى كه بديشان خواست رسيد . ت ، م : باسر عاطفت و شفقت آوردند و بليت و مكروهى كه بديشان خواست رسيد
( 7 ) - اساس : مسعد
( 8 ) - مجا : مقربان خليفه . ت ، م : حضرت مأمون خليفه
( 9 ) - مجا ، ت :
امير المؤمنين مأمون
( 10 ) - چاپى : شرارتى
( 11 ) - مجا : ندارد