تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
چون سلام كرد سر از پيش بر نياورد ، و چنان كه جماعتى « 1 » كه به دولت « 2 » ( مغرور شده باشند و « 3 » به ) نعمت مستظهر گشته « 4 » ، به سخن « 5 » او هيچ التفات نكرد و هيچ حاجت از حاجتهاى او روا نگردانيد « 6 » و چون دلتنگ و خشمناك بر پاى خاست بدان نيز التفاتى نكرد « 7 » ، و يحيى بن خالد در آن مجلس بود . چون فضل ربيع از آن مجلس « 8 » بيرون رفت يكى از خاصگان خود را فرمود كه بر عقب « 9 » بيرون رو بنگر « 10 » كه آن ساعت كه بر پشت اسب سوار شود چه گويد ؟ كه مرد در سه حالت آنچه در ضمير دارد ظاهر گرداند : چون پهلو بر بستر نهد ، و چون با منكوحهء خود خالى بنشيند ، و چون بر پشت اسب سوار شود . آن شخص از « 11 » عقب فضل بيامد . فضل بر اسب « 12 » نشست و اين دو بيت بگفت « 13 » : شعر « 14 » :
عسى و عسى يثنى القضاء عنانه « 15 » * بدور زمان و الزّمان يدور « 16 »
فيعقب « 17 » روعات سرو را و غبطة * و يحدث من بعد الامور امور
و در روايتى « 18 » چنين گفت :
عسى و عسى يثنى القضاء « 19 » عنانه * بعثرة دهر و الزّمان عثور
هامش
( 1 ) - م : رسم جماعتى باشد . مجا : جماعتى باشند . ت : جماعتى باشد ( 2 ) - ت : به دولتى ( 3 ) - مجا : مغرور و ( 4 ) - مجا : گشته باشند ( 5 ) - ت : و به سخن ( 6 ) - ت : نكرد ( 7 ) - مجا ، ت ، م : مبالاتى ننمود ( 8 ) - از آنجا ( 9 ) - مجا ، ت : بر عقب فضل ( 10 ) - مجا ، ت : و بنگر ( 11 ) - مجا ، ت : بر . م : در ( 12 ) - مجا : بر پشت اسب ( 13 ) - م افزوده : بعد از آنكه هر دو لب را بگزيد ( 14 ) - ت : العربيه . م : بيت ( 15 ) - اساس و ت : عناية ( 16 ) - ت : بدور ( 17 ) - مجا : فتعقب ( 18 ) - مجا : و به روايتى . ت : و در روايتى ديگر ( 19 ) - عربى : الزمان