فيدرك آمال و يجرى رغائب « 1 » * و يحدث من « 2 » بعد الامور امور
الترّجمه :
قضا عجب نبود گر عنان بگرداند * صفات اهل زمان در زمان بگرداند
سرور و غبطت « 3 » بخشد ترا پس از اندوه * چو حال گردان حال جهان بگرداند
ميان اين سخن و ميان آنكه هارون الرشيد بر برامكه ساخط گشت روزى چند معدود بيش نبود « 4 » .
الحكاية الثالثة و الاربعون - عبد اللّه بن جعفر - رضى اللّه عنهما - روايت كند « 5 » كه مردى را رنجورى سخت رسيد چنان كه طعام و شراب و آرام و خواب بر وى متعذّر گشت . شبى بيدار بود ، آواز سخن گفتنى « 6 » شنود « 7 » ، در « 8 » حجرهء خويش استماع كرد شخصى « 9 » اين دعا مىخواند : « اللهمّ انّى عبدك و انت « 10 » ولىّ املى فاجعل الشّفاء فى جسدى و اليقين فى قلبى و النّور فى بصرى و الشكر فى صدرى و ذكرك ما بقيت اللّيل و النّهار « 11 » فى لسانى و ارزقنى منك رزقا غير محظور و لا ممنوع » .
او اين دعا ياد گرفت و يك بار بخواند « 12 » ( هم بر جايگاه ) « 13 » در حال صحّت يافت ( و از آن علّت و مرض برست . شعر :
چون دعا باشد از سر اخلاص * گر اجابت شود مدار عجب
دستگيرى هر كه او را خواند * نبود از لطف كردگار عجب « 14 » )
هامش
( 1 ) - ت : تحوى رعايت . عربى : تقضى مآرب
( 2 ) - عربى : عن
( 3 ) - چا : سرور و يسر . چب : سرور و يسرت
( 4 ) - م افزوده : و اللّه اعلم .
( 5 ) - مجا : كرد
( 6 ) - مجا ، ت : گفتن
( 7 ) - ت : و شنود . مجا :
شنيديم
( 8 ) - م : و در
( 9 ) - مجا : در حجرهء خويش كه شخصى
( 10 ) - ت : ندارد
( 11 ) - م و چاپى : و الذكر لك بالليل و النهار
( 12 ) - ت : خواند
( 13 ) - مجا : ندارد
( 14 ) - م : عبارت و ابيات ميان دو پرانتز را ندارد .