ديدم كه از « 1 » قبيله بيرون آمد و بر بلندترين موضعى رفت و به آواز بلند گفت :
« يا ذا العرش اصنع كيف شئت فارزاقنا عليك » . هنوز از آن موضع فرو « 2 » نيامده بود كه چندان « 3 » باران بباريد « 4 » كه بيم بود كه در آب غرقه گردند ، ( و تمامت سيراب شدند ) « 5 »
الحكاية السادسة و الثلاثون - ثقات و معتمدان چنين حكايت كردند « 6 » كه سليمان بن عبد الملك در ايام ولايت خويش ، عراق « 7 » به حكم محمد يزيد « 8 » كرد ، و چون محمّد يزيد « 9 » به عراق آمد هر مال كه در بيت المال بود به مصارف اهل استحقاق « 10 » رسانيد « 11 » و محبوس و مقيّد « 12 » كه در محابس و سجون بودند « 13 » همه را « 14 » اطلاق كرد و اعزاز و اكرام « 15 » فرمود الّا يزيد بن ابى مسلم « 16 » كاتب حجّاج را كه « 17 » كار بر وى « 18 » سختتر « 19 » فرو « 20 » گرفت به سبب « 21 » عداوتى كه ميان « 22 » ايشان بود . بعد از مدّتى « 23 » مديد كه « 24 » از تقلّب ادوار و انقلاب روزگار محمد بن يزيد به افريقيه افتاد و هم در آن نزديكى « 25 » اميرى افريقيه به يزيد ابى مسلم « 26 » دادند و در افريقيه « 27 » بر محمد يزيد « 28 » ظفر يافت ،
هامش
( 1 ) - مجا ، ت ، م : از آن
( 2 ) - م : فرود
( 3 ) - اساس و مل : چنان
( 4 ) - ت ، م : باريد
( 5 ) - مجا : كه تمامت سيراب شدند و بيم بود كه غرقه گردند .
ت و م : عبارت ميان پرانتز را ندارد .
( 6 ) - م : كردهاند
( 7 ) - ت ، م :
ولايت عراق
( 8 ) - ت ، م : محمد بن يزيد
( 9 ) - ت : محمد بن يزيد . م : او
( 10 ) - اساس ، مجا ، ت : به مصارف و اهل استحقاق . م . مل : به معارف و اهل استحقاق
( 11 ) - مجا : رسانند
( 12 ) - ت ، م : و هر محبوس . . .
( 13 ) - مجا : و محبوسان كه مقيد بودند
( 14 ) - ت : همه . م : ندارد
( 15 ) - ت ، م : و اكرام و اعزاز
( 16 ) - ت افزوده : كه . م : را كه
( 17 ) - ت ، م : حجاج بود
( 18 ) - مجا : برو
( 19 ) - مج ، مجا ، م : سختر . ت : سخت
( 20 ) - ت : ندارد . م : فرا
( 21 ) - ت :
و به سبب
( 22 ) - م : كه در ميان
( 23 ) - ت : بعد از آن به مدتى
( 24 ) - م : ندارد
( 25 ) - ت : نزديك
( 26 ) - ت ، م : به يزيد بن ابى مسلم . مجا : به دو
( 27 ) - م افزوده : او
( 28 ) - ت ، م : محمد بن يزيد