تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
از سر « 1 » اخلاص « 2 » بخواند « 3 » به همه حال « 4 » مستجاب گردد « 5 » . الحكاية الثالثة و العشرون - ابو البرايا حكايت كرد كه عادت من آن بود « 6 » كه تنها در ولايت روم رفتمى و بر هر چه ظفر يافتمى غارت كردمى . يك نوبت رفته بودم و در موضعى از مواضع آن ولايت خفته بودم و در خواب مانده . ناگاه شخصى را ديدم كه مرا بيدار مىكرد . چون برخاستم كافرى بود از كافران روم ، مرا گفت : يا اعرابى اختيارتر است اگر « 7 » به نيزه « 8 » با يكديگر مطاعنه كنيم در قتال « 9 » و اگر نه « 10 » به شمشير بازى و مسابقه با هم محاربه آغاز نهيم « 11 » و اگر بايد كشتى گيريم . من مصارعه يعنى كشتى گرفتن « 12 » اختيار كردم . از اسب فرود « 13 » آمد و با من بر آويختن « 14 » همان بود و مرا بر زمين افكندن « 15 » همان . چون « 16 » بيفتادم بر سينهء من نشست و گفت : كشتن خود چگونه اختيار مىكنى ؟ من در آن حالت خداى را ياد كردم و نظر بر آسمان افكندم و گفتم : « اشهد انّ كلّ معبود من دون عرشك الى قرار الارضين باطل غير وجهك الكريم قد ترى ما انا فيه ففرّج عنّى » . چون اين سخن بگفتم بيهوش گشتم از صعوبت آن حالت « 17 » . چون با خويشتن « 18 » آمدم چشم « 19 » باز كردم « 20 » ، رومى را ديدم كشته در پهلوى
هامش
( 1 ) - ت ، م : و چاپى : به ( 2 ) - ت ، م و چاپى : به اخلاص ( 3 ) - م : خواند ( 4 ) - م : به همه حال و كار ( 5 ) - ت ، م : اجابت يابد ( 6 ) - ت : بودى ( 7 ) - مجا : اگر خواهى . ت : اگر بايد ( 8 ) - م : با نيزه ( 9 ) - مجا : قتل ( 10 ) - م : و اگر خواهى ( 11 ) - مجا : به شمشير بازى با هم محاربه آغاز نهيم ( 12 ) - مجا ، م : من كشتى گرفتن ( 13 ) - ت : فرو ( 14 ) - ت : در آويخت ( 15 ) - ت : افكند ( 16 ) - ت : ندارد . ( 17 ) - مجا : از صعوبت آن حالت بيهوش گشتم . م : بيهوش گشتم از صعوبت آن حال . ( 18 ) - مجا : با خود . م : با خويش ( 19 ) - مجا : و چشم ( 20 ) - م : واكردم
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 155 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى