تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و مبرز « 1 » يكى بود و ما از تنگى موضع و وحشت منزل بر اين حالت بوديم كه مردى را « 2 » از اهل بحرين در آوردند ، جايگاه نشستن نيافت و هيچ كدام « 3 » او را راه باز « 4 » نمىدادند « 5 » و با « 6 » يكديگر مىانداختند . آن مرد گفت : صبر كنيد كه من امشب بيش در اينجا نخواهم بود . چون شب در آمد برخاست « 7 » و نماز آغاز مىكرد « 8 » و مىگزارد « 9 » و مىگفت : ( يا رب مننت على بدينك و علمتنى كتابك ثم سلطت على شر خلقك يا رب الليلة الا اصبح فيه ) . هنوز صبح از « 10 » گريبان مشرق سر « 11 » بر نياورده بود كه در زندان بگشادند و آن مرد را آواز دادند . گفتيم « 12 » : مگر براى سياست و قتل بيرون « 13 » مىبرند . در حال قيد از او « 14 » برگرفتند و خلاص دادند . بيامد و بر در زندان بايستاد و بر ما سلام كرد و گفت ( اطيعوا اللّه لا يعصيكم ) . امر خداى به جاى آريد [ تا خداى - تعالى - التماس شما به جاى آورد ] « 15 » . شعر « 16 » :
هر كه نكند خلاف امر خداى « 17 » * حق خلاف مراد او نكند
و انكه جويد عناد با امرش * قهر حق جز عناد او نكند
الحكاية الحادى و « 18 » العشرون - ابو سعيد بقال « 19 » حكايت كند كه من و ابراهيم التيمى « 20 » در حبس حجّاج بوديم ، يك شب به وقت « 21 » نماز
هامش
( 1 ) - ت : مصلى و مسجد و مجلس و مرقد و مبرز ( 2 ) - مجا : ندارد ( 3 ) - مجا : و كس . ت : و هيچ كس ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - مجا ، ت : نمىداد ( 6 ) - مجا ، ت : به . ( 7 ) - م : برخواست ( 8 ) - ت : نماز مىكرد . م : ندارد ( 9 ) - ت : ندارد . م : ميگذارد ( 10 ) - ت ، سر از ( 11 ) - ت : ندارد ( 12 ) - ت : گفتم ( 13 ) - ت : برون ( 14 ) - م : از پاى او ( 15 ) - اساس : ندارد . ت : تا خدا التماس شما روا گرداند . م : تا خداى التماس شما روا گرداند ( 16 ) - م : بيت - مل . قطعه ( 17 ) - ت : خدا ( 18 ) - ت ، م : الحادية ( 19 ) - م : البقال ( 20 ) - مل : بهيمى ( 21 ) - مجا : در وقت
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 152 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى