تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و چون ابن يامين مانند تير « 1 » پرتاب از نزديك من روان گشت « 2 » پشت من از بار اندوه او كمان صفت مقوّس گشت . پس از خداى - تعالى - وحى آمد كه اى يعقوب از دوستان شكايت نكنند و سرّى كه با ايشان « 3 » باشد با اغيار حكايت « 4 » روا ندارند شرم ندارى كه از من با « 5 » ديگران گله كنى ؟ يعقوب گفت :
( إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ )
« 26 » پس اين مناجات بر زبان راند كه ( يا رب ارحم الشيخ الكبير اذهبت « 6 » بصرى و قوست « 7 » ظهرى اردد على ريحانتى « 8 » اسمه يوسف « 9 » ثم افعل بى ما اردت ) . چون يعقوب اين دعا بخواند جبرئيل بيامد و گفت : خداى - عزّ - و جلّ - سلام « 10 » مىرساند و مىگويد : بشارت ترا « 11 » و مىبايد « 12 » كه شادمان باشى ، كه « 13 » ، به عزّت و جلال « 14 » من كه اگر « 15 » دو پسر « 16 » تو مرده بودندى « 17 » بدين مناجات ايشان را احيا فرمودمى ، شكرانهء آن را طعامى از براى « 18 » مساكين ساخته گردان كه دوسترين بندگان به نزديك من « 19 » انبيا و مساكين‌اند . و يقين بدان كه سبب « 20 » زوال روشنايى ديده و دوتايى پشت « 21 » و جفايى كه برادران يوسف با يوسف كردند از آن « 22 » بود كه روزه دارى را وقتى « 23 » كه گوسفندى در سراى تو « 24 » ذبح كرده بودند به در شما آمد و طعام خواست « 25 » ، محروم
هامش
( 1 ) - ت : چون تير . م : يك تير ( 2 ) - مجا : تران گشت . ت : پران گشت . م : دور شد ( 3 ) - ت : ميان ايشان ( 4 ) - م : گفتن ( 5 ) - م : به ( 6 ) - مجا : ازهب . م : اوهب ( 7 ) - م : وقو ( 8 ) - م : ريحانى ( 9 ) - ت ، م : يوسف اسمه . ( 10 ) - م : سلامت ( 11 ) - م ، مل : باد ترا ( 12 ) - ت : بايد ( 13 ) - مجا : ندارد ( 14 ) - ت : جلالت ( 15 ) - مجا : كه اگر آن ( 16 ) - م : پسران . مل : ده پسر ( 17 ) - مل : بودى ( 18 ) - ت : به جهت . م : جهت ( 19 ) - مجا : به نزديك من دوسترين بندگان . م : دوسترين بندگان من ( 20 ) - مجا : بسبب ( 21 ) - م : قامت ( 22 ) - مجا ، ت ، م : آن ( 23 ) - ت : كه در وقتى ( 24 ) - م ، ت : شما ( 25 ) - مجا : مىخواست ( 26 ) - يوسف ، 86
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 150 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى