تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
پادشاه ميكنم « 1 » از شرّ او ايمن نيستم « 2 » ، و ديدم « 3 » در آن ساعت كه در آمدى لب مبارك ميجنبانيدى اگر لطف فرمايى و ما را « 4 » بياموزى تا « 5 » در وقتى كه از خشم سلطان ترسان باشيم « 6 » آن كلمات را عوذه و تميمهء خود « 7 » سازيم . آن زبدهء دودهء « 8 » رسالت فرمود كه با تو بگويم به شرطى كه از آل « 9 » معاويه هيچكس « 10 » را نياموزى . قبول كردم كه نياموزم . گفت : چون در ورطه‌اى افتى و از شر سلطان خائف شوى « 11 » بگوى « 12 » : ( لا إله الا اللّه الحليم الكريم ، لا إله الا اللّه الكبير المتعال ، سبحان اللّه رب السموات « 13 » و رب العرش العظيم ، و الحمد للّه رب العالمين ، اللهم جلّ ثناءك و عزّ جارك و لا إله غيرك ، اللّهم انى اعوذ بك من فلان « 14 » و اتباعه و اشياعه من الجن و الانس ان يفرطوا على اوان يبغوا ) « 15 » . الحكاية السابعة عشر - روايت كنند كه عبّاس بن جعفر دختر « 16 » خود را به خانهء شوهر مىفرستاد ، او را تنها « 17 » پيش خود خواند و گفت : اگر ترا مكروهى پيش آيد يا كارى از كارهاى دنيا بر تو سخت « 18 » شود و درمانده گردى « 19 » بگو « 20 » : ( لا إله اللّه الحليم الكريم ، ) [ لا إله الا اللّه العلى العظيم ] « 21 » ، سبحان اللّه رب العرش العظيم ، ( الحمد للّه رب العالمين . ) حسن بصرى - رضى اللّه عنه - گويد « 22 » چون « 23 » حجّاج بن يوسف « 24 » مرا به نزديك خود خواند و خواست كه خشمى بر من براند « 25 » ، چون « 26 »
هامش
( 1 ) - مجا ، ت ، م : مىكنيم ( 2 ) - مجا ، ت ، م : نيستيم ( 3 ) - مجا ، ت : ديدم كه . ( 4 ) - ت : ندارد . مجا ، م ، چاپى : مرا ( 5 ) - مجا ، ت : تا ما نيز ( 6 ) - اساس : باشم ( 7 ) - ت : خويش ( 8 ) - مجا : ديدهء ( 9 ) - مجا : آن ( 10 ) - مجا : ندارد . ت : هيچ ( 11 ) - ت : باشى ( 12 ) - م : اين دعا بسيار ميگوى ( 13 ) - ت ، م : السموات السبع ( 14 ) - ت ، م : من شر فلان ( 15 ) - اين حكايت در متن عربى نيست ( 16 ) - ت ، م : چون دختر ( 17 ) - ت : بتنها ( 18 ) - م : دشوار ( 19 ) - م : ندارد ( 20 ) - م : اين دعا بسيار بگوى . ( 21 ) - ت : ندارد ( 22 ) - ت : مىگويد ( 23 ) - ت ، م : كه ( 24 ) - مجا : ندارد ( 25 ) - م : راند ( 26 ) - مجا : ندارد