شعر « 1 » :
كم مرة « 2 » حفت « 3 » بك « 4 » المكاره * خار لك « 5 » اللّه و انت كاره
معنى آن باشد كه بسا وقتها كه مكاره و نامرادى جوانب و اطراف تو فرو گرفته باشد « 6 » و تو آن را كاره باشى « 7 » و خداى - عزّ و جلّ - به - افتاد تو در عين « 8 » بلا تعبيه كرده بود و آن مكاره را سبب دولت و موجب نعمت « 9 » ساخته ؛ و من « 10 » در معنى آن « 11 » اين بيت « 12 » ميگويم :
بيت « 13 » :
دل تنگ مكن اگرچه محنت باشد * محنت ز خدا موجب نعمت باشد
هر حال كه آن را تو بلا پندارى * چون درنگرى غايت دولت باشد
( عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ )
« 23 » « 14 » در تقرير « 15 » اين حال بينهء باهر و آيت « 16 » ظاهر « 17 » است . چون از اعرابى اين بيت « 18 » استماع كردم فال نيكو گرفتم و مستظهر گشتم و پريشانى كه در خاطر بود زايل گشت « 19 » . و اعرابى اين بيت چند نوبت « 20 » مكرّر گردانيد « 21 » ، وثوق من زيادت ميشد . و چون به رقه نزول كردم روزى چند بيش نگذشته بود كه مثال امير المؤمنين رسيد و مرا تعديل شام « 22 » فرموده
هامش
( 1 ) - ت : بيت
( 2 ) - مج و مجا : مسرة
( 3 ) - چاپى : خفت
( 4 ) - مجا ، م : به
( 5 ) - مجا : جارتك . م : جازلك
( 6 ) - ت : بود
( 7 ) - مجا ، ت : بودى
( 8 ) - مجا ، ت : عين آن بلا
( 9 ) - ت ، م : نعمت تو
( 10 ) - مجا : ندارد
( 11 ) - ت : درين معنى
( 12 ) - مجا : من اين بيت .
( 13 ) - م ، مل : رباعى
( 14 ) - مجا ، ت ، م : دنبالهء آيه را ندارد
( 15 ) - م : تحرير
( 16 ) - م : حالت و تصديق اين مقالت
( 17 ) - م : و آيتى ظاهر
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - م : شد
( 20 ) - مجا ، ت ، م : چند نوبت اين بيت
( 21 ) - ت : مىگردانيد
( 22 ) - مجا ، ت : ندارد
( 23 ) - البقره ، 213 .