الحكاية الثالثة عشره « 1 » - احمد بن ابى الاصبع گفت : « عبد اللّه - « 2 » بن يحيى در آن ايّام كه وزير ابو صالح عبيد اللّه بن محمد بن حسين « 3 » بود - و قصد ابو ايّوب بن اخت « 4 » ابى الوزير مىكرد و ابو ايّوب از صالح بر جان و مال خود خائف بود - مرا به نزديك ابو ايّوب فرستاد و گفت : او را ببين و دلداريش بكن « 5 » باشد كه خداى - تعالى - شرّ او از تو كفايت كند . به نزديك « 6 » او رفتم « 7 » ، او را « 8 » ديدم بر جاى نماز بر مصلّى نشسته و قصّهاى دراز در محراب آويخته . مرا از آن حال عجب آمد و با خود « 9 » بر آن « 10 » فعل انكار كردم . و چون رسالت ادا كردم « 11 » جواب داد كه از اين كار اندوهگين نيستم كه چون از خلايق نوميد گشتم قصّه « 12 » بر حضرت خداوند - تعالى - از دست ظالمان عرضه داشتهام و رفع كرده « 13 » ، زود باشد كه شرّ او از سر خلايق « 14 » دفع كند « 15 » . مرا از اين سخن خنده آمد و خويشتن به تكلف « 16 » نگاه داشتم و باز گشتم و با عبد اللّه « 17 » آنچه ديدم و شنيدم « 18 » حكايت كردم . او نيز از اين سخن تعجّب نمود و بخنديد . و مدّت « 19 » همان قدر بيش نگذشت كه قصّهها « 20 » را رسم بودى كه از « 21 » حضرت خلفا جواب « 22 » كردندى كه ظالم را عزل « 23 » كردند و وى خلاص يافت .
هامش
( 1 ) - مجا : الثالثة عشر . م : الثالث عشر
( 2 ) - چاپى : عبيد اللّه
( 3 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : يحيى
( 4 ) - م : الاخت
( 5 ) - مجا : افزوده : و بگو . ت : و بگوى كه
( 6 ) - م : نزديك
( 7 ) - ت : در رفتم
( 8 ) - مجا : ندارد .
( 9 ) - مجا افزوده :
گفتم چه حالتست و
( 10 ) - ت ، م : بدان
( 11 ) - مجا : بگزاردم
( 12 ) - ت : قصهء خود
( 13 ) - ت : ندارد
( 14 ) - م : خلق
( 15 ) - ت : دور كنند
( 16 ) - ت : به تكليف
( 17 ) - مجا : عبيد اللّه
( 18 ) - مجا : شنودم
( 19 ) - مجا : مدتى
( 20 ) - مل : فقها
( 21 ) - مل : به
( 22 ) - مل : عرض
( 23 ) - ت ، م : عزل و صرف . مجا :
صرف و عزل