تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
كه جمع بود زيادت « 1 » از چهل كر « 2 » برنج بود « 3 » ، كه يك كر « 4 » قرب سه - هزار « 5 » من باشد ، در آن باب با او تظلم داشتم و نافع نيامد ؛ و در آن وقت كرى برنج به مبلغ سى دينار بود « 6 » . با او گفتم : « ارتفاع ضياع من تمامت بر - گرفتى و من خود را و متعلّقان « 7 » را جز اين معيشتى « 8 » ديگر نمىدانم كه باقى سال بدان بگذرانيم « 9 » و ضياع را عمارتى كنم « 10 » كه در سال مستقبل اميد ارتفاعى باشد ، دلخوشم به آنكه « 11 » ده كر از اين مبلغ « 12 » به من باز گذارى و باقى حلالا طيّبا « 13 » بردارى » . البّته اجابت نكرد و مسامحت نفرمود . به پنج قانع شدم هم مبذول نداشت . گفتم : « سه كر مرا مسلّم « 14 » دار « 15 » و باقى به دل خوش ترا حلال كردم » . و بگريستم و دست او بوسه دادم و گفتم : « به وجه تصدّق اين قدر در حقّ من « 16 » انعام كن » . سوگندها ياد كرد كه يك برنج به تو نگذارم . از صعوبت آن حال به طريق استهزا مىگفت : « برو به خدا تظلّم كن « 17 » و بارها باز مىگفت « 18 » و مكرّر مىكرد . « 19 » خايب « 20 » و خاسر و سوخته دل و نوميد از بر « 21 » او بازگشتم و عيالان خود را جمع كردم و روى به حضرت خداى « 22 » - تعالى « 23 » - آوردم و روز و شب « 24 » به دعا و تضرّع و خضوع و خشوع « 25 » حال خود به « 26 » حضرت ربّانى عرضه مىداشتم .
هامش
( 1 ) - م : زياده ( 2 ) - م و چاپى : كرى ( 3 ) - م : به مبلغ سى دينار بود ( 4 ) - م : كرى ( 5 ) - مجا : پنج هزار ( 6 ) - مجا : ندارد ( 7 ) - مجا ، م ، ت ، و چاپى : و عيال خود را ( 8 ) - ت و چاپى : وجوه معيشتى ( 9 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : فراسر آرم . مل : بگذارنم ( 10 ) - ت ، مجا : فرمايم ( 11 ) - ت : از آن . م و چاپى : كه ازين ( 12 ) - مل : زمين ( 13 ) - ت : طيب ( 14 ) - مجا : مبذول ( 15 ) - مل : گفت اگر مسلم دارى ( 16 ) - مجا : در حق من اين قدر ( 17 ) - ت : دار ( 18 ) - م و چاپى افزوده : اين لفظ ( 19 ) - م : ميگردانيد ( 20 ) - م : و خايب ( 21 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : از در ( 22 ) - م : خدا ( 23 ) - ت ، م : ندارد ( 24 ) - ت : شب و روز ( 25 ) - مجا : و خشوع و خضوع . م : و به خشوع و خضوع ( 26 ) - مجا ، ت : بر
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 134 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى