تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و ( چون حاضر نبودم ) « 1 » تفحّص آنكه كجا بودى « 2 » حال خود و موجب غيبت و كيفيت ماجرى بىتفاوت و نقصانى شرح دادم ، مرا مصدّق نداشت و به طلب تو فرستاد ؛ چون آنچه تقرير كردى با آنچه « 3 » من گفته بودم تفاوتى نبود و حرفا بعد حرف « 4 » مصدّق و مؤيد سخن من گشت و چون « 5 » تو بازگشتى مرا به نزديك خود خواند و به فرزند « 6 » خطاب كرد « 7 » و گفت تو بعد از اين « 8 » بزرگترين بندگان و مقرّب‌ترين خواصّ منى ، دوستى تو در دل من ممكّن « 9 » - تر و محّل توبه نزديك من رفيع‌تر از آن همگنانست ، چون طرد و عنف من با تو و تعريك و توبيخى كه كردم مشرب دوستى من در دل تو مكدّر نگردانيد و از جادهء اخلاص انحراف ننمودى و رغبت تو در خدمت من فتورى نگرفت و در طلب رضاى من به لطايف حيل « 10 » مبالغت « 11 » نمودى و بر من « 12 » مكشوف شد « 13 » كه بعد از « 14 » خداى - عزّ و جّل - جز من پناهگاهى و ملجائى « 15 » معدّ نگردانيده بودى و در دنيا به غير از من « 16 » كسى را « 17 » دستگير و پايمرد خود ندانستى « 18 » بعد اين از من جز احسان و اجمال نبينى و پس از اين جز دولت و اقبال نباشد ، و زود « 19 » باشد كه مرتبهء تو عالى و درجهء تو بلند گردانم و ( ترا به اعلى درجات نظر از امثال « 20 » تو برسانم بل كه از ميان همه مكرّم
هامش
( 1 ) - م : ندارد ( 2 ) - ت ، م : بودم مىفرمود . مجا : تفحص مىفرمود . چون باز خدمت رسيدم پرسيد كه كجا بودى . ت : چون با خدمت رسيدم . . . م : چون با خدمتش رسيدم پرسيد . . . ( 3 ) - مجا ، ت ، م : چون از آنچه تو . ( 4 ) - مجا ، ك ، مل : حرفا به حرف ( 5 ) - مجا ، م : ندارد ( 6 ) - مجا : و فرزند . م : و به فرزنديم . مل : و به فرزندى ( 7 ) - م : فرمود و ( 8 ) - مجا : ندارد ( 9 ) - م : متمكن‌تر . مل : متمكن شد ( 10 ) - مجا : لطايف الحيل ( 11 ) - م : مبالغه ( 12 ) - مجا ، ت : و بر رأى ( 13 ) - مجا ، ت ، م : گشت ( 14 ) - مجا ، ت : بيرون از ( 15 ) - مجا : ملجأ ثانى . ت : ملجأ و مآبى . م و چاپى : ملجأ و ملاذى ( 16 ) - ت : بيرون من ( 17 ) - مجا : كسى را بيرون از من ( 18 ) - م : ندانسته ( 19 ) - مجا : روز ( 20 ) - ت : او امثال
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 132 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى