و بر همه مقدّم گردانم ) « 1 » مگر كه خداى - عزّ و جلّ - دعاى آن شيخ در حقّ تو مستجاب گردانيد و آياتى كه تميمهء تو ساخت « 2 » نافع آمد ، او را به چه چيز مكافات كردى ؟ گفتم : « جز آن يك دينار هيچ مكافات نكردم . » گفت :
« برخيز و به خزينه « 3 » رو و آنچه بايد « 4 » بيار « 5 » و مكافات « 6 » آن نيكويى كه با تو كرده بود « 7 » به دو ده . » به « 8 » خزانه رفتم و اينك اين آوردهام « 9 » . بگرفتم پانصد درم بود . و گفت : بعد از اين بايد كه مرا ملازمت نمايى كه با تو نيكويى « 10 » خواهم كرد . بعد از مدتى به نزديك او رفتم ، او را ديدم سر خيل بزرگ شده و مرتبهء عالى يافته . مراصلهء بزرگ و بخشش بسيار فرمود « 11 » ، و بعد از آن استظهار من گشت در حوادث روزگار ، و عدّت و آلت من شد در نوايب « 12 » ايام « 13 » .
الحكاية الحادى عشر - ابو مروان حامدى گفت « 14 » : چون ابو عبد اللّه « 15 » كوفى به واسط در آن روزگار كه ناصر الدّوله امير بغداد بود و واسط اقطاع او و ابو عبد اللّه متقلّد عمل واسط بود از جهت ناصر الدوله ، بر مردمان ظلمهاى شنيع كرد « 16 » و ضياع و عقار « 17 » و اسباب مردمان با ديوان ميگرفت . من از جملهء آن مظلومان بودم كه ضيعهء من در حامده « 18 » باز گرفت و ارتفاع وقت
هامش
( 1 ) - م : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد
( 2 ) - م : كه تعويذ جهت تو نوشت .
( 3 ) - مجا : به خانه . ت : خزانه
( 4 ) - ت : ترا بايد
( 5 ) - ت : ندارد
( 6 ) - ت : با او مكافات كن . م : در مكافات با آن
( 7 ) - م : كرد برآور و
( 8 ) - ت : من به
( 9 ) - ت : آوردم . م : و آنچه آوردهام بگير
( 10 ) - ت ، م : نيكوئيها
( 11 ) - مجا ، ت ، م : كرد
( 12 ) - م : نوايب و مكاره
( 13 ) - م : افزوده و السلام
( 14 ) - م : گويد
( 15 ) - جز چاپى : عبد اللّه
( 16 ) - م : مىكرد
( 17 ) - ت ، م : ندارد
( 18 ) - م و چاپى : جريده . متن عربى : حامديه