لِلنَّاسِ
« 21 »
)
تا آخر سورت « 1 » ، و
( لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
« 22 » .
( وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ )
« 23 » ،
( وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها )
« 24 » و گفتم : رقعه بگير و بر بازوى خود بند و برو « 2 » اگر طهارت حاصل است ، و دل در رحمت خداى « 3 » بند تا در لطف خود بر تو بگشايد « 4 » . اين رقعه را از من بستد « 5 » [ و يك دينار زر پيش من بنهاد « 6 » و از من عذر خواست و برفت « 7 » ] « 8 » ، و رقتى و رحمتى از - حالت او بر دل من پيدا « 9 » آمد . برخاستم و دو ركعت نماز بگزاردم و از خداى - تعالى « 10 » - به تضرع و اخلاص در خواست كردم تا « 11 » كار او بر آرد و مقصود او حاصل گرداند و ظنى و اميدى كه دارد خطا نكند و دل خداوند او بر او مهربان گرداند . و چون از نماز فارغ شدم « 12 » مقدار دو ساعت هنوز « 13 » نگذشته بود كه ابو الجود كه خليفهء عجيف « 14 » بود غلام ناروك « 15 » بر « 16 » سپهسلارى سرهنگان « 17 » بيامد و گفت : « فرمان امير ناروك اجابت كن كه ترا مىخواند » من از اين سخن بترسيدم . مرا « 18 » گفت : مترس و مرا بر -
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : سورة
( 2 ) - ت : ندارد
( 3 ) - ت : خدا
( 4 ) - ت :
گشاده گرداند
( 5 ) - مجا ، ت ، م : فرا گرفت
( 6 ) - مجا : نهاد
( 7 ) - ت :
ندارد
( 8 ) - اساس : عبارت ميان دو قلاب را ندارد
( 9 ) - ت : پديد
( 10 ) - مجا ، ت : ندارد
( 11 ) - ت ، م : كه
( 12 ) - م : چون نماز بگذاردم و
( 13 ) - مجا : هنوز مقدار دو ساعت
( 14 ) - مل : ندارد . در كليهء نسخ : عجيب ( از روى متن عربى و چاپى نقل شد )
( 15 ) - م : نازوك . عربى و چا : ناذوك . چب :
نازول
( 16 ) - مجا : و
( 17 ) - مجا : از سرهنگان
( 18 ) - مجا : ندارد
( 21 ) - الحشر ، 21
( 22 ) - الانفال ، 65
( 23 ) - الروم ، 21
( 24 ) - آل عمران ، 99