تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
هديه‌اى بودى كه مردمان از اين جهت « 1 » به وى آوردندى . او حكايت كرد با من كه يك روز وجه اخراجات نداشتم و تا شب منتظر بودم « 2 » درى بر من گشاده نشد « 3 » و روز بيگاه گشت « 4 » . من در دكان نشسته بودم ، به اخلاص با خدا گشتم « 5 » تا درى « 6 » از درهاى روزى بر من گشاده گرداند . هنوز « 7 » دعا تمام نكرده بودم كه شخصى در آمد « 8 » . نظر كردم « 9 » ، غلامى امرد بود [ در غايت صباحت و ملاحت كه خداى در آفرينش او از دقايق حسن و كمال « 10 » و زيب و جمال هيچ دقيقه فرو نگذاشته بود ] « 11 » و به قدرت كمال خود « 12 » صورت بديع او را بقلم فطرت چنان كه مىبايد « 13 » نگاشته « 14 » ، چنان كه شاعر گويد : شعر « 15 »
شخصى كه نثارش تن « 16 » و جان مىبايست * تن در صفتش جمله زبان مىبايست
سبحان اللّه ز فرق سر تا قدمش « 17 » * يك موى نبد كان نه چنان « 18 » مىبايست
رسم تهنيت و سلام به ادبى « 19 » * [ هرچه تمامتر به ] « 20 » بجاى آورد
هامش
( 1 ) - ت ، م : بدين جهت ( 2 ) - مجا افزوده : تا ( 3 ) - ت : شود ( 4 ) - م : شد ( 5 ) - م : به خدا گشتم . مل : از روى اخلاص مناجات كردم . چاپى : با اخلاص به خدا متوجه گشتم ( 6 ) - مل : روزنى ( 7 ) - مجا : و هنوز ( 8 ) - مجا ، ت : در دكان باز كرد و در آمد . م : در دكان باز كرده بود ( 9 ) - مجا : بنگرستم . ت ، م : در نگرستم ( 10 ) - ت : حسن او از دقايق كمال ( 11 ) - اساس : ندارد ( 12 ) - مجا : بر كمال خود . ت : و به كمال قدرت خود . مل : به قدرت كاملهء خود ( 13 ) - ت : مىبايست ( 14 ) - مجا : نگاشت . م ، مل : نگاشته بود ( 15 ) - م ، مل : رباعى . مجا ، ت : بيت ( 16 ) - ت ، م و چاپى : دل ( 17 ) - تا به قدم ( 18 ) - مل : نه آنچنان ( 19 ) - اساس : ندارد ( 20 ) - مل : ندارد