مبوب « 1 » و مفصل گردانم و اخراجات ضرورى و آنچه مجرى بايد داشت از آن جمله خط « 2 » كنم تا اثر نقص و توفير و كفايت و غفلت عامل « 3 » [ در سالهاى گذشته كه ] « 4 » متصرف آن بوده است « 5 » ظاهر شود « 6 » و نيز مدخلى باشد و بهانهاى ذكر ترا نزديك امير المؤمنين « 7 » آن سال را كه تو عامل و متصرف مصر بوده - اى « 8 » [ و ] ارتفاع بيش از حد بود ، و « 9 » توفيرات بسيار در معاملات « 10 » آن ولايت اصل ساختم و در صدر جريده مثبت كرد كه محصول ولايت در مصر در سنهء فلان چندين و سالهاى ديگر بعد از آن كه در تصرف ديگران بوده است ، و در هر سال نقصانى ديگر « 11 » فاحش « 12 » ظاهر مىشده « 13 » ، و بعد از اين تحرير مىكردم و در هر سالى مىنوشت « 14 » كه نقصان در اين سال از آنچه در آن سال بوده است كه در صدر جريده مثبت است چندين ، هم بر اين « 15 » ترتيب تا اين « 16 » كه در آنيم .
چون عبيد اللّه « 17 » بر اين ترتيب بر امير عرضه مىداشت « 18 » امير المؤمنين « 19 » فرمود آن سال كه چندين توفير در آن سال بوده است « 20 » ولايت مصر را كه داشته است كه عظيم با كفايت و شهامت بوده است ؟ من حالى مبادرت « 21 » و مسابقت
هامش
( 1 ) - مل : مبسوط . چا : مثبوت . چب : مثبوت
( 2 ) - مل : سخط
( 3 ) - ت افزوده : كه
( 4 ) - ت ، م : ندارد
( 5 ) - مجا ، ت : بودست . م : بوده
( 6 ) - ت : من بدين جهت تا اثر كفايت تو ظاهر شود . م ، چاپى : من به جهت آنكه تا اثر كفايت تو ظاهر شود
( 7 ) - م : امير
( 8 ) - م : و متصرف بوده از آن مصر . مجا : افزوده : در آن سال . م : و در آن سال
( 9 ) - مجا ، ت : بوده بود
( 10 ) - ت : معاملت
( 11 ) - م : ديگر نقصانى . مل : كلمهء ( ديگر ) را ندارد
( 12 ) - م : ندارد
( 13 ) - م : شده
( 14 ) - م : نوشتمى
( 15 ) - م : بدين
( 16 ) - م : اين سال
( 17 ) - مج ، مجا ، ت ، مل : عبد الله
( 18 ) - م : داشت
( 19 ) - م ، مل : امير
( 20 ) - مجا : است .
( 21 ) - م و چاپى : ندارد