تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
او از اين بگردانند و در سراى بزرگ لايق منصب « 1 » او آراسته به فرش و آلتى فراخور آن او را نزول فرمايند و حواشى و خدم و اهل و ولدان « 2 » او را از او باز ندارند ، و از طبقات الناس هر كه به ديدن او آيد يا او كسى را كه خواند منع « 3 » نباشد تا اين مال كه بدان مخاطب است مرتب تواند كرد و مردمان او را معونت و مدد به جاى توانند « 4 » آورد ، و بر بيع و املاك و استرداد ودايع و استقراض از معارف و اهل و داد « 5 » خود ممكن باشد ، الا آنكه نفس او را به وجه حرمت از دور محافظت كنند « 6 » و موكلان خود را با او در درجه و مقام خدمت به مردم « 7 » نمايند تا مال امير المؤمنين شكسته نشود . اسحق گفت : بفرماييم « 8 » تا چنين كنند و فردا اين همه كه فرمودى « 9 » مرتب باشد « 10 » . و در حال بفرمود تا بند از پاى من برگرفتند و به « 11 » حمام بردند و خلعت « 12 » لايق حال و منصبى كه در روزگار دولت داشتم بياوردند و بخور و طيب « 13 » مقدم داشتند . بعد از آن مرا به نزديك خود خواند ، و چون نزديك او رفتم « 14 » قيام كرد و آنچه شرايط احترام « 15 » باشد « 16 » به جاى آورد و از مخاطبه‌اى كه آن روز فرموده بود و ايذائى كه از او « 17 » صادر شده بود اعتذار « 18 » نمود و استغفار كرد و گفت : « ترا معلوم است كه من امير المؤمنين را منقاد و مأمورم و المأمور معذور ، و امروز از براى تو بسيار مكاره شنودم « 19 » و آب رفتگى « 20 » ديده « 21 » ، و از اين رنج
هامش
( 1 ) - ت : ندارد ( 2 ) - م ، مل و چاپى : ولد . ( 3 ) - مجا . ت ، م ، مل چاپى : مانع نباشد ( 4 ) - مجا : نتواند ( 5 ) - مج ، مجا : اهل دار ( 6 ) - مل : به وجه محافظت او را حرمت كنند ( 7 ) - ت : به مردمان ( 8 ) - مجا : بفرمايم ( 9 ) - ت : گفتى ( 10 ) - مجا : مرتب شده باشد ( 11 ) - مجا : و مرا به ( 12 ) - مجا : خلعتى ( 13 ) - مجا و چاپى : بخور طيب ( 14 ) - مجا ، ت : در رفتم ( 15 ) - ت : قيام و احترام و آنچه از شرايط اكرام ( 16 ) - م : بود ( 17 ) - ت : وى ( 18 ) - ت : احتراز ( 19 ) - مل : شنوده‌ام . م : شنيده‌ام ( 20 ) - م : و آب روى رفته . چاپى : و آبروى رفتگى ( 21 ) - مجا : ديدم