كه به اقدام بر قتل تو مبتلا « 1 » گردم امروز آب و نان نخوردهام ، و اگر سخنى نه لايق جاه و فراخور منصب تو بر زبان راندم جهت آن بود تا معذور باشم و اين « 2 » جماعت كه حاضر بودند اين سخن به خليفه رسانند « 3 » ، و اين كلمات « 4 » وقايهء « 5 » نفس تو ساختم از ضرب و تعذيب و حامى روح تو گردانيدم از قتل و هلاك » .
من نيز او را بسيار شكر گفتم بر آن « 6 » لطفى كه فرمود « 7 » .
ديگر روز مرا به سراى بزرگ « 8 » فرمود تا نقل كردند و هرچه موسى - بن عبد الملك فرموده بود جمله مهيا كردند و به جاى آوردند . و مردمان از حال من خبر يافتند ، وضيع و شريف به تهنيت آمدند و از آن مضيق و شدت فرج يافتم . و بيست و هفت روز بگذشت هزار هزار درم معد « 9 » كرده بودم و منتظر تا سر ماه در آيد و ( آن يك نجم « 10 » بارى ) « 11 » ادا كنم كه موسى عبد الملك به نزديك من در آمد ، جهت حق قدوم او قيام نمودم و استقبال كردم ، چون نظرش بر من افتاد گفت : ابشر گفتم : موجب چيست ؟ گفت : نامهاى - كه عامل مصر در او محصول معاملهء مصر على طريق الاجمال در قلم آورده و مبلغ اخراجات و نفقات نيز مجملا نوشته تا بعد از آن تفصيلى مشروح بفرستد - رسيده « 12 » . عبيد اللّه بن يحيى « 13 » آن نامه بر امير المؤمنين خواند و به توقيع او موقّع گشت كه من تمامت قوانين معاملات ولايت مصر كه بر آن وقوفى تمام دارم ، در قلم آرم « 14 » و ابواب المال و ساير وجوهات آن ولايت از ارتفاعى و قانونى و طيارات و غير آن
هامش
( 1 ) - م : مبتلى
( 2 ) - مجا : آن
( 3 ) - بجز مجا ساير نسخ : رسانيدند
( 4 ) - ت : و آن كلمات را
( 5 ) - م : وقايت
( 6 ) - م : بدان
( 7 ) - ت ، م : مىفرمود
( 8 ) - از ت و م . در ساير نسخ : نزول ( متن عربى : حولنى الى دار كبيرة )
( 9 ) - مج ، مل : نقد ( عربى : اعددت )
( 10 ) - مل : قسط
( 11 ) - م : ندارد
( 12 ) - مج :
رشيد . مجا : رشيد بن ( متن عربى . ورد كتاب . . )
( 13 ) - ت ، م ، مل : عبد الله بن يحيى .
( 14 ) - م : آورم