تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
پس به سرّ با من گفت : دشوار است اى برادر بر من « 1 » ترا در اين حالت ديدن ، و اگر خلاص تو به يك نيم آنچه در ملك منست ميسر شدى بذل كردمى « 2 » و غنيمت شمردمى . لكن صورت حال تو قبحى « 3 » هرچه تمامتر دارد و امير المؤمنين بر سر آن « 4 » در ايذاء تو هرچه ممكن شود « 5 » بفرمايد تا تقديم كنند ؛ اگر از مصلحت ديدن « 6 » تجاوز نمايى و مخالفت كنى « 7 » در آنچه من صواب دانم
( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
« 22 » در خون خود سعى كرده باشى و به دست خويش خود را در تهلكه « 8 » افكنده . گفتم : كلّا و حاشا كه خلاف راى تو « 9 » خصوصا در آنچه مصلحت نفس من باشد روا دارم . گفت : راى آنست كه به ده هزار درم « 10 » حجتى بنويسى و التزام كنى كه در مدت ده ماه « 11 » هر ماهى « 12 » هزار هزار « 13 » درم « 14 » به ديوان امير المؤمنين « 15 » رسانى و حالى « 16 » از مطالبه « 17 » و عذاب و شكنجه خلاص يا بى . چون اين سخن بشنودم از هيبت آن حال مدهوش گشتم و از جواب خاموش ماندم ، و او آن تغير در بشرهء من مشاهده كرد و گفت : چه بوده است ؟ ايمان مغلّظه ياد كردم كه ربعى از اين مال جز به فروختن املاك و اسباب و تمامت آنچه ذات يد منست ميسر نشود ، و در چنين حالى كه من بدان مبتلاام آن را خريدارى نباشد و اگر كسى خرد به نقصان تمام خرد . گفت : من بر صدق اين سخن گواهى مىدهم و حقيقت حال اينست كه شرح دادى اما ايشان را غرض هلاك « 18 » تست « 19 » تا بىشبهت « 20 » حجتى نباشد ، و اگر نه چنين كنى كه « 21 » گفتم در
هامش
( 1 ) - مجا ، م : بر من اى برادر . ت : ( بر من ) ندارد . ( 2 ) - م افزوده : و آن سعادت ( 3 ) - م : قبح ( 4 ) - ت ، م : آن است كه ( 5 ) - ت ، م : باشد ( 6 ) - مجا ، ت : مصلحت ديد من . م : مصلحت ديد ( 7 ) - ت : تجاوز ننمايى و مخالفت نكنى ( 8 ) - مل : مهلكه ( 9 ) - ت : افزوده : كنم ( 10 ) - ت : دينار ( 11 ) - مجا : ندارد ( 12 ) - مجا : هر ماه ( 13 ) - مل : ده هزار ( 14 ) - ت ، مل : دينار ( 15 ) - م ، مل : امير ( 16 ) - مجا : حال را ( 17 ) - مطالبت ( 18 ) - ت : هلاكت ( 19 ) - اساس : تو است . ت ، افزوده ، و مىخواهند ( 20 ) - ت : بىشبهتى ( 21 ) - ت : كه من ( 22 ) - البقره ، 152
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 119 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى