- رضى اللّه عنه - به نزديك حجاج در آمد به واسط در كوشك نو كه « 1 » او بنا فرموده بود و در تشييد و تزيين و تحصين « 2 » او به اقصى الغاية و الامكان كوشيده « 3 » و انواع فرشها و بساطها در وى « 4 » گسترده . حسن بصرى گفت : اين ملوك دنيا بر يكديگر « 5 » غيرت مىبرند و ما به عبرت در ايشان مىنگريم .
يكى از ايشان بيايد و كوشكى مشيد مىگرداند و فرش متخذ « 6 » مى - گستراند و جماعتى خرمگسان كه بر نجاسات « 7 » جمع شوند و فراش صفتان كه خود را « 8 » به گمان حطام « 9 » طعمهء آتش گردانند و گرد او در آيند و او بدان سقف بر كشيده و بساط گستريده « 10 » مىنازد و « 11 » سر تفاخر بر فلك مىاندازد و مىگويد :
ببينيد « 12 » كه آن قصر رفيع با آن فرش بديع چگونه مناسب و زيبا آمده است ؟
و آن فاسقترين فاسقان نمىداند كه به نزديك اهل سماوات ممقوت « 13 » و به نزديك اهل زمين ملعون است « 14 » . اين بگفت و از پيش حجاج بيرون آمد « 15 » و گفت : « انما اخذ اللّه على العلماء ليبيننه « 16 » للناس و لا يكتمونه » . خداى بر علما حجت گرفته است كه مواعظ و زواجر و نصايح « 17 » بيان كنند « 18 » خلايق را و پنهان ندارند « 19 » .
حجاج از اين سخن به غايت خشمناك شد و گفت « 20 » : يا اهل « 21 »
هامش
( 1 ) - م : ندارد
( 2 ) - ت : تجصيص . م ، مل : تخصيص . چاپى تخضيض
( 3 ) - ت ، م : رسيده . مجا : برسيده
( 4 ) - مجا : ندارد
( 5 ) - اساس ، ت ، مل :
دنياى يكديگر
( 6 ) - مجا : منجد . م ، چا ، چب : متجدد
( 7 ) - م : نجاست
( 8 ) - مجا ، ت ، م : و فراش بارگى خود را . چاپى : و فراش تارك خود را
( 9 ) - ت ، م ، چا ، چب : خطا
( 10 ) - مجا ، م : گسترده . مل : و بساطهاى ملون
( 11 ) - مل :
ندارد
( 12 ) - م ، چا : كه مىبينيد
( 13 ) - م ، مل ، چاپى : ملعون
( 14 ) - م :
محقونست . مل ، چا ، چب : مطعونست
( 15 ) - مجا : رفت
( 16 ) - اساس : لنبيننه .
م : ليتنبه . مل : السيئته . چاپى : لتبيننه . عربى : ليبينه
( 17 ) - مجا : نصيحت
( 18 ) - اساس ، م ، مل : كنيد
( 19 ) - اساس ، م ، مل : مداريد
( 20 ) - مل افزوده : باحضار كه
( 21 ) - چا و چب افزوده : واسط