الحكاية الثالثة - عبد الله بن « 1 » سليمان بن وهب در وقت وزارت خويش حكايت كرد كه « 2 » پدرم سليمان گفت : در آن وقت كه در حبس محمد بن عبد الملك الزيات « 3 » بودم در ايام خلافت الواثق بالله يك روز بامداد برخاستم غمناكتر از هر وقتى و نوميدتر از هر روزى كه رقعهاى به من دادند كه برادرم [ حسن بن وهب « 4 » ] نوشته بود و اين قطعه در وى مكتوب « 5 » :
قطعه
خطب « 6 » ابا « 7 » ايوب حل محله « 8 » * فاذا جزعت من الخطوب فمن لها
ان الذى عقد الذى « 9 » انعقدت به * عقد المكاره فيك يحسن حلها
فاصبر فان الله يعقب راحة « 10 » * فلعها « 11 » ان ينجلى « 12 » و لعلها
و عسى تكون قريبة من حيث لا * ترجو و يمحو « 13 » عز جدك « 14 » ذلها « 15 »
و ترجمهء آن مىگويم « 16 » :
به گاه حادثه هر چند سهمناك بود * اگر صبور نباشى تو از كه صبر آيد ؟
اگر چه بسته شود كار نااميد مشو * كه آنكه بست همو زود باز بگشايد
به صبر بوك و مگر شاد باش و آه مكن * مگر ز آينهء سينه زنگ بزدايد
به ذل و محنت « 17 » كار تو آنكه ببشوليد * به عز و دولت بار دگر بيارايد
هامش
( 1 ) - مجا : عبيد الله . ت : ندارد
( 2 ) - مجا ، ت : گفت كه
( 3 ) - م چاپى :
زياد . مل : الزياد .
( 4 ) - م : ندارد
( 5 ) - مجا ، م افزوده : بود . چا و چب در دنباله افزوده : كه ترجمهاش اينست
( 6 ) - عربى : محن
( 7 ) - مجا : انا
( 8 ) - ت : جل مجله . متن عربى : انت محلها
( 9 ) - ت : ارى
( 10 ) - عربى : فرجة
( 11 ) - ت : و لعلها . عربى : و لربما
( 12 ) - مجا : يتحلى
( 13 ) - مجا و عربى : تمحو
( 14 ) - ت : عرحدك . عربى : عن جديدك
( 15 ) - م ، مل ، چا ، چب : ابيات عربى را ندارد
( 16 ) - مجا : ندارد . ت : و ترجمهء اين من مىگويم شعر . مل : ( بيت ) .
( 17 ) - ت : به ذل محنت