تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
از اين شاخ بدان شاخ مىرفت ، تا سخن بدانجا « 1 » رسانيد كه اين عتاب كه امير المؤمنين « 2 » در حق امير « 3 » فرمود « 4 » من بدان راضى نبوده‌ام « 5 » و سعايت نكرده « 6 » و هيچ تضريب « 7 » و تخليط « 8 » از من حادث نشده است . و به ايمان مغلظه اين معنى مؤكد مىگردانيد و من تصديق مىكردم و به هرچه دل او « 9 » قرار گيرد و از من خوشدل باشد در خطاب با او مسامحت مىنمودم ، محترز از آنكه نبايد كه وحشت او زيادت شود و در تدبير هلاك من مسارعت نمايد . و بعد از آن هر نوبت كه به نزديك من در « 10 » آمدى عذرها خواستى و براعت « 11 » ساحت خود در كار من فرا نمودى « 12 » و من در اظهار تصديق و تحقيق بىگناهى او مبالغت نمودمى تا او را ظن افتاد كه ( من اخلاص ) « 13 » او را معتقدم . و پس از آن به مدت نزديك موفق از كوهستان « 14 » باز رسيد و بيمار شد و هم در آن مرض داعى حق « 15 » را اجابت كرد « 16 » و از دار فنا به دار بقا رحلت كرد ، و غلامان مرا از حبس بيرون آوردند « 17 » و بر جاى او بنشاندند « 18 » و خداى - عز و جل - مرا از آن شدت فرج داد « 19 » و در صدر « 20 » خلافت ممكن « 21 » گردانيد و بر دشمن خويش و [ دشمن خداى « 22 » - تعالى - « 23 » ] اسماعيل « 24 » دست يافتم و آنچه مراد من بود در حق او تنفيذ كردم « 25 » .
هامش
( 1 ) - م ، مل : بدينجا ( 2 ) - م : امير موفق . مل : امير ( 3 ) - مل : تو ( 4 ) - م : فرموده ( 5 ) - م : نبودم ( 6 ) - مجا ، ت : نكرده‌ام . م : نكردم ( 7 ) - مل : تفريط ( 8 ) - چا : تغليط ( 9 ) - مجا ، ت : وى ( 10 ) - م : اندر ( 11 ) - چا ، براءت ذمت . چب : براءت ذمه ( 12 ) - م : فرار ( 13 ) - م : ندارد ( 14 ) - مجا : كهسار . ت : كوهسار ( 15 ) - م : ندارد ( 16 ) - مجا ، ت : نمود ( 17 ) - م : آورده ( 18 ) - م : نشاندند ( 19 ) - مل : ارزانى داشت ( 20 ) - مجا ، ت : دست . م : دست من . چا ، چب : بر مسند ( 21 ) - چاپى : متمكن ( 22 ) - م : خدا ( 23 ) - مل : ندارد ( 24 ) - مل افزوده : بتوفيق حضرت ملك جليل . ( 25 ) - مل : بجاى آوردم .