تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ديگر كه خشم او زيادت شود از من نقل كند هم بر اين « 1 » حالت بودم « 2 » تا موفق به تابستان به كوهستان رفت ، خوف من زيادت شد « 3 » و به غايت مستشعر گشتم و ترسيدم كه اسماعيل غيبت او را « 4 » فرصتى شمارد « 5 » و به مكاتبت خيانتى به « 6 » من منسوب « 7 » كند و بر او عرضه دارد كه غضب بر موفق « 8 » غالب شود « 9 » و به سبب بعد مسافت براءت « 10 » ساحت من بر وى مكشوف نگردد و ناگاهى بر « 11 » هلاك من « 12 » فرمان دهد . از اين خوف به غايت مضطرب و انديشه « 13 » مند شدم و به دعا و تضرع « 14 » و ابتهال و خشوع « 15 » روى به حضرت حق « 16 » آوردم . و اسماعيل هر روز به نزديك من در آمدى و چنان ظاهر كردى كه رسم خدمتى « 17 » به جاى مىآرم « 18 » اما غرض او مراقبت احوال و مراعات افعال من بودى تا به چه نوع مرا به جريمه‌اى متهم تواند كرد كه آن را ذريعت « 19 » هلاك من سازد . يك روز به نزديك من آمد « 20 » و من مصحف در « 21 » دست داشتم و به قرائت كلام اللّه « 22 » مشغول بودم ، از دست بنهادم و به محادثت « 23 » او مشغول گشتم « 24 » . گفت : ايها الامير آن « 25 » مصحف به من ده تا به جهت تو تفألى كنم . هيچ جواب
هامش
( 1 ) - م : بدين ( 2 ) - مجا : مىبودم ( 3 ) - م : خوف بر من زياده شد . چا ، چب : خوف من زياده شد . ( 4 ) - مجا : فرصت را . م : ديگرانرا . ت : او چاپى : مرا ( 5 ) - مجا : غنيمتى شناسد . مل : فرصت شمرد ( 6 ) - مجا ، م ، چا : بر ( 7 ) - چاپى : نسبت ( 8 ) - مل : بر من ( 9 ) - اساس : بود ( 10 ) - اساس : برات . مجا ، ت : برآة ( 11 ) - مجا : به ( 12 ) - ت ، م : بهلاك من ناگاهى ( 13 ) - اساس : انديشمند ( 14 ) - ت : بتضرع ( 15 ) - مل : و خضوع و خشوع ( 16 ) - مل : حضرت جل جلاله ( 17 ) - م و چاپى : خدمت ( 18 ) - مجا ، م : نگاه مىدارم . مل : بجاى مىآورم ( 19 ) - مل : وديعت . م و چاپى : ذريعه ( 20 ) - م : آمد . ت : اندر آمد ( 21 ) - م ، چا : اندر ( 22 ) - م : كلام ( 23 ) - مجا ، ت : بمحاديت . م ، چا : بمحادثه ( 24 ) - ت . م : شدم ( 25 ) - م : ندارد
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 103 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى