چون بنگرى آن محنت ) « 1 » بزرگترين نعمتى باشد بر وى .
و سمعان « 2 » زاهد گفت : هر كه محنتى بر وى نازل شود تحمل « 3 » كند و به تدبير و تقدير خدا در خلاص « 4 » خود رضا دهد و در آن شدت صبورى پيشه سازد منفعت آن بليت بر وى مكشوف گردانيده شود « 5 » تا [ بر ] آنچه از مصالح او در آن محنت مستور باشد واقف « 6 » گردد .
و گفتهاند كه محن « 7 » ادبست « 8 » از خداى - تعالى - خلقان را و تأديب « 9 » خداى - تعالى - دلها و ديدهها و گوشها « 10 » گشاده گرداند « 11 » بدين حكمت شنودن « 12 » و تفكر كردن در آن « 13 » .
حكايت « 14 » - حسن بن سهل رنجور بود ، چون شفا يافت مردمان به تهنيت به نزديك او شدند « 15 » . چون هر يك از سخن خود فارغ شدند حسن گفت :
( ان فى العمل لنعما لا ينبغى للعقلاء ان يجهلوها تمحيض للذنب « 16 » و تعرض - لثواب الصبر و ايقاظ من الغفلة و اذكار من النعمة فى حال الصحة و استدعاء للتوبة « 17 » و حض « 18 » على الصدقة و فى قضاء اللّه - تعالى - و قدره بعد « 19 » الخيار « 20 » ) .
( معنى آن باشد كه ) « 21 » در علل و بيمارى نعمتهاست نبايد كه عاقل از آن غافل باشد و به مكامن و اسرار آن جاهل « 22 » . و از جمله « 23 » پاك گردانيدن
هامش
( 1 ) - م : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد
( 2 ) - چاپى : شمعون
( 3 ) - مجا ، ت ، م ، چا ، چب : احتمال
( 4 ) - م ، چا : اخلاص
( 5 ) - مجا ، ت :
گردانند . م : گرداند . مل : شود
( 6 ) - ت : واقع
( 7 ) - م : بلا
( 8 ) - ت ، مل :
آداب است
( 9 ) - مجا : و بتأديب
( 10 ) - م : گوشها را
( 11 ) - ت : گردد
( 12 ) - اساس : ببودن . مل : نمودن . ت : و شنودن
( 13 ) - مجا : بران
( 14 ) - مل :
روايت كردهاند
( 15 ) - مجا ، ت : در شدند . م : آمدند . مل : در رفتند . چاپى : در آمدند .
( 16 ) - مجا : للدين . مل : بمحض النسبة
( 17 ) - متن عربى : للمثوبة
( 18 ) - م :
و الحث
( 19 ) - چا ، چب : تسعد
( 20 ) - مل : المختار
( 21 ) - مل : يعنى .
م : ترجمه آنست كه
( 22 ) - نسخهء اساس : اين عبارت را ندارد
( 23 ) - مجا ، ت : و از آن جمله