موضعى تنگ و تاريك با وحشت « 1 » و بفرمود تا دست و پاى او به آهن ببستند و جامههاى « 2 » خشن در وى پوشانيدند « 3 » و هر روز « 4 » دو قرص جو « 5 » و كوزهء « 6 » آب وظيفهء او ساختند و موكلان را فرمود كه منتظر و مترصد باشيد « 7 » و هر كلمه كه او بر زبان راند گوش داريد « 8 » تا حرفا به حرف « 9 » تقرير كنيد « 10 » و مبادا كه از گفتههاى او كلمهاى ضايع شود .
ماهها بزرجمهر « 11 » در آن حبس بماند و ( من صمت نجا ) بر خواند « 12 » و يك كلمه از زبان او نشنودند . نوشروان فرمود . تا « 13 » جماعتى را كه ندماى « 14 » او بودند و به دو اختصاص « 15 » داشته به نزديك او روند « 16 » و سؤال كنند « 17 » و در كلام مفتتح « 18 » باشند و آنچه ميان ايشان رود اصغا كنند « 19 » و به نقير و قطمير با من تقرير كنند « 20 » . چون آن جماعت در رفتند گفتند : ايها الحكيم . در چنين واقعهاى سخت و شدت بر كمال « 21 » كه ترا مىبينيم و مع هذا سحنه « 22 » وجه « 23 » و رنگ و روى و قوت جسم « 24 » تو برقرار « 25 » است و هيچ ضعفى و تغيرى « 26 » در
هامش
( 1 ) - ت : و با وحشت
( 2 ) - مجا : و بفرمود تا جامههاى
( 3 ) - ت :
و جامههاى خشن فرمود تا در وى پوشانيدند
( 4 ) - ت : و هر دو روز . مل : هر يوم
( 5 ) - مجا : جوين
( 6 ) - ت : و يك كوزه
( 7 ) - اساس : باشند
( 8 ) - مجا ، مل : دارند
( 9 ) - مل ، چا ، چب : حرف به حرف
( 10 ) - مل : كنند
( 11 ) - م :
بوزر جمهر . مل : ابوزرجمهر
( 12 ) - مل : را كار فرموده
( 13 ) - ت : كه
( 14 ) - ت : نديمان
( 15 ) - ت ، م : اختصاصى
( 16 ) - مجا : بفرمائيد تا به نزديك او در روند . ت : داشتهاند بفرمائيد تا به نزديك او در روند
( 17 ) - ت : و ازو سؤال كنند
( 18 ) - مل : و در كلام او مستمع
( 19 ) - مج ، مجا : اصغا كنيد .
مج افزوده : و احصا بجاى آرند . م ، چا ، چب : اصغاء و احصاء بجاى آرند
( 20 ) - مج ، مجا : كنيد . مل : نمايند
( 21 ) - مجا : بكمال
( 22 ) - مجا : شحنه .
چا ، چب : جثه
( 23 ) - مجا : ندارد
( 24 ) - مج ، مجا : چشم . ت : ندارد ( عربى :
جسم )
( 25 ) - مل : بر كمال
( 26 ) - چاپى : تغييرى