تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
موضعى تنگ و تاريك با وحشت « 1 » و بفرمود تا دست و پاى او به آهن ببستند و جامه‌هاى « 2 » خشن در وى پوشانيدند « 3 » و هر روز « 4 » دو قرص جو « 5 » و كوزهء « 6 » آب وظيفهء او ساختند و موكلان را فرمود كه منتظر و مترصد باشيد « 7 » و هر كلمه كه او بر زبان راند گوش داريد « 8 » تا حرفا به حرف « 9 » تقرير كنيد « 10 » و مبادا كه از گفته‌هاى او كلمه‌اى ضايع شود . ماهها بزرجمهر « 11 » در آن حبس بماند و ( من صمت نجا ) بر خواند « 12 » و يك كلمه از زبان او نشنودند . نوشروان فرمود . تا « 13 » جماعتى را كه ندماى « 14 » او بودند و به دو اختصاص « 15 » داشته به نزديك او روند « 16 » و سؤال كنند « 17 » و در كلام مفتتح « 18 » باشند و آنچه ميان ايشان رود اصغا كنند « 19 » و به نقير و قطمير با من تقرير كنند « 20 » . چون آن جماعت در رفتند گفتند : ايها الحكيم . در چنين واقعه‌اى سخت و شدت بر كمال « 21 » كه ترا مىبينيم و مع هذا سحنه « 22 » وجه « 23 » و رنگ و روى و قوت جسم « 24 » تو برقرار « 25 » است و هيچ ضعفى و تغيرى « 26 » در
هامش
( 1 ) - ت : و با وحشت ( 2 ) - مجا : و بفرمود تا جامه‌هاى ( 3 ) - ت : و جامه‌هاى خشن فرمود تا در وى پوشانيدند ( 4 ) - ت : و هر دو روز . مل : هر يوم ( 5 ) - مجا : جوين ( 6 ) - ت : و يك كوزه ( 7 ) - اساس : باشند ( 8 ) - مجا ، مل : دارند ( 9 ) - مل ، چا ، چب : حرف به حرف ( 10 ) - مل : كنند ( 11 ) - م : بوزر جمهر . مل : ابوزرجمهر ( 12 ) - مل : را كار فرموده ( 13 ) - ت : كه ( 14 ) - ت : نديمان ( 15 ) - ت ، م : اختصاصى ( 16 ) - مجا : بفرمائيد تا به نزديك او در روند . ت : داشته‌اند بفرمائيد تا به نزديك او در روند ( 17 ) - ت : و ازو سؤال كنند ( 18 ) - مل : و در كلام او مستمع ( 19 ) - مج ، مجا : اصغا كنيد . مج افزوده : و احصا بجاى آرند . م ، چا ، چب : اصغاء و احصاء بجاى آرند ( 20 ) - مج ، مجا : كنيد . مل : نمايند ( 21 ) - مجا : بكمال ( 22 ) - مجا : شحنه . چا ، چب : جثه ( 23 ) - مجا : ندارد ( 24 ) - مج ، مجا : چشم . ت : ندارد ( عربى : جسم ) ( 25 ) - مل : بر كمال ( 26 ) - چاپى : تغييرى