تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
ذات تو پديد نيامده است سبب چيست ؟ جواب داد كه من گوارشى « 1 » ساخته‌ام مركب از شش اخلاط « 2 » هر روز از آن گوارش شربتى مىخورم اعتدال مزاج من به سبب آن برقرار مىماند . گفتند : يا حكيم صفت « 3 » آن گوارش « 4 » با ما بگوى « 5 » باشد كه ما وقتى « 6 » بدين نوع « 7 » گرفتار شويم يا يارى از ياران « 8 » را « 9 » بدان احتياج افتد . گفت : خلط اول وثوق « 10 » به فضل بارى - تعالى - كه به همه حال دستگيرى درماندگان كند ، و « 11 » خلط دوم علم « 12 » بدانكه لابد هرچه مقدور است واقع و كاين خواهد بود و اضطراب و جزع مفيد نباشد . و خلط سوم دانستن آنكه « 13 » صبر بهترين دوائيست « 14 » كه ممتحن آن را وسيلت « 15 » شفا سازد ، خلط چهارم آنكه اگر صبر نكنم چون دست به حيله‌اى كه از اين ورطه مخلص باشد در نشود و مرا « 16 » كسى يارى نكند چه كنم ؟ و خلط پنجم آنكه از آن مىانديشم كه بلايى تواند بود سخت‌تر از اين كه من درآنم ، و خلط ششم آنكه اميد مىدارم كه ساعة فساعة فرج باشد . و اسحاق عابد گفت : بسيار باشد كه خداى - تعالى - بنده را به محنتى « 17 » مبتلا گرداند و آن محنت ( را سبب خلاص او سازد از مهالك « 18 »
هامش
( 1 ) - چاپى : جوارشى ( 2 ) - چاپى : جزء ( 3 ) - اساس و مل : سبب ( 4 ) - مل ، چا ، چب : جوارش ( 5 ) - مجا ، ت ، م : بگو ( 6 ) - مجا : كه وقتى ما ( 7 ) - م : ندارد . چاپى : حبس ( 8 ) - مجا ، ت ، م : يا يارى را از ياران ( 9 ) - مجا ، ت : ندارد . م ، چا : ما . چب : ما را ( 10 ) - مجا ، ت : وثوقست ( 11 ) - ت ، م : ندارد ( 12 ) - مل : عمل ( 13 ) - اساس : آنكه دانستن . ت ، م : دانستن كه . ( متن از مجا ) ( 14 ) - مجا : دواست ( 15 ) - م ، مل ، چا ، چب : وسيلهء ( 16 ) - م : و مرا بدين . چا ، چب : و مرا بدان ( 17 ) - م : بلا ( 18 ) - مل : و آن مهلكه را .
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 93 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى