ايها الامير به بلاى نيامده « 1 » اندوهگن « 2 » مباش و به واقعهء حادث ناگشته « 3 » خود را به نقد « 4 » غمناك مدار ، باشد كه آن واقعه حادث نشود و تو چون اين ساعت به سبب آن « 5 » اندوهگن « 6 » شوى « 7 » چنان باشد كه عين « 8 » آن بلا به جرّثقيل « 9 » به خود كشيده باشى و دو اسبه پيش اندوه باز رفته ممكن « 10 » كه عاقبت كار بر مراد تو بود به نقد نامرادى به اختيار به خود مكش « 11 » . عبد اللّه بن - طاهر گفت : و اللّه كه بدين سخن غم از دل من بيرون « 12 » بردى .
و از نوشيروان « 13 » عادل روايت كنند كه گفت : جمله مكاره دنيا و شدايد روزگار بر دو نوع باشد : يك نوع آنكه « 14 » حيله « 15 » در او مفيد بود اضطراب دواى آنست و يك نوع « 16 » آن بود كه حيله آنجا مفيد نباشد « 17 » صبر شفاى « 18 » آنست « 19 » .
و قال بعض الحكماء : ( الحيلة فيما لا حيلة فيه الصبر حيلة ) در موضعى كه حيله مفيد نباشد صبر بايد « 20 » . و از « 21 » امثال ساير معروف و مشهور است :
( الصبر مفتاح الفرج ) شكيبائى كليد گشايش « 22 » است . ( من صبر قدر ) هر كه صبر كند بر مراد « 23 » قادر شود . ( ثمرة الصبر الظفر ) ، ميوهء صبر ظفر باشد . ( عند اشتداد
هامش
( 1 ) - مجا : ناآمده
( 2 ) - م ، چا ، چب : اندوهگين
( 3 ) - مل ، چا ، چب : نگشته
( 4 ) - مجا : نداد . چا ، چب : اينقدر
( 5 ) - مجا : ندارد
( 6 ) - م ، مل ، چا ، چب : اندوهگين
( 7 ) - ت ، م ، چا ، چب : باشى
( 8 ) - ت : در عين . م :
عنان
( 9 ) - م : تقبل
( 10 ) - م ، مل : يمكن
( 11 ) - مل : اختيار مكن
( 12 ) - م و چاپى : ندارد
( 13 ) - ت : انوشروان . چاپى :
انوشيروان
( 14 ) - ت :
يكى نوع آن باشد
( 15 ) - م : حيلت
( 16 ) - مجا : دو نوع
( 17 ) - مجا ، ت ، م ، چا ، چب : نبود
( 18 ) - م : علاج
( 19 ) - م : نوع دوم را ذكر نكرده است
( 20 ) - ت : باشد
( 21 ) - مجا : در
( 22 ) - مل : كليدست گشايش را
( 23 ) - ت : به مراد