تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
آنگاه دستور داد جامه بر تنش بدرند تا عورتش آشكار شد ، سپس فرمان داد بر وى تازيانه زدند به گونه‌اى كه خون از وى سرازير شد . وقتى كه او را نزد برادرانش آوردند و در كنار برادرش عبد الله بن حسن نشاندند ، به دليل عطش فراوان آب خواست ، اما كسى جرأت نكرد به او آبى دهد ، جز آنكه مردى خراسانى به وى پاسخ داد . منصور فرمان داد پس از آنكه اسيران را تازيانه زدند و به غل و زنجير كشيدند ، از مدينه به عراق آورند . در حالى كه منصور از اين اعمال طربناك و از شكنجه اسيران شادمان بود ، كاروان اسيران را در خيابانهاى مدينه به حركت درآوردند و در محاصره سربازان به نمايش گذاشتند . پس از آن با عجله آنان را به كوفه آوردند و در سياهچالهاى هراسناك ، كه شب از روز معلوم نبود ، زندانى كردند . منصور اسيران را در دل زمين جاى داد ، و رفتارى با آنان كرد كه با حيوانات درنده نمىكنند ؛ با دلخراش‌ترين روش كه در تصور مىگنجد با زندانيان برخورد كرد . زندانيان شب و روز را نمىفهميدند ؛ وقتى يكى از زندانيان مىمرد جسدش در ميان ديگر اسيران مىماند ، و آنان جز صبر و توكل نمىتوانستند كارى بكنند ؛ قرآن تلاوت مىكردند و نماز برپا مىداشتند و وقت را با خواندن جزوه‌هاى قرآن تشخيص مىدادند . پايان كارشان اين بود كه زندان را بر سرشان خراب كردند و جملگى در زير آوار كشته شدند .

مشكلات امام صادق ( ع ) در دوران امويان و عباسيان

به هر حال امام صادق در دو دوره اموى و عباسى با مشكلات بسيار مواجه بود . در روزگار امويان امام در معرض خطرات طوايفى قرار داشت كه همواره عليه آل محمد توطئه مىكردند و در انتظار فرصتى براى نابودى آنان بودند . در اين دوره امام استوانهء خاندان نبوت و بزرگ بنى هاشم و شخصيتى برجسته از خاندان محمد بود ، و يكى از رجال امت به شمار مىآمد كه چشم مردم به او دوخته شده بود و حكومت روى او حساب مىكرد . از امويان بعيد نبود كه با انواع آزارها وى را معذب كنند ، اما خداى سبحان او را حفظ كرد و توطئه‌هايشان را به خودشان بازگرداند . زمانى كه ناتوانى در پيكر خلافت اموى راه يافت ، فرصت مناسبى پديد آمد كه مدتى امام در آرامش و اطمينان قرار گيرد و در اين مقطع ، چنان كه پيش از اين اشارتى رفت ، دانش طلبانى از بزرگان امت به حوزهء درس و تعليم وى روى آورند . اما در روزگار عباسيان امام خارى در چشم آنان بود ، چرا كه وى پيشواى