تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
منصور در شرايطى زمام امور را به دست گرفت كه دولت عباسى هنوز كاملا استوار نشده بود ، و از جهات مختلف مورد تهديد بود . علويان ، در حالى كه دلهاى مردم را متوجه خود مىديدند ، عباسيان را از ياران و دعوت كنندگان به خود مىدانستند ، و خلافت را حق خويش مىشمردند . رهبران انقلاب نيز گمان مىكردند فرمانروايى عباسيان موقت و در مرحلهء انتقال است و هرگاه بخواهند قادر خواهند بود آنان را بر كنار كنند ، و بازماندگان اموى نيز كه جان به در برده بودند نمىتوانستند خطرآفرين باشند . عالمان مدينه آشكارا به نادرستى بيعت با عباسيان فتوا دادند . اين مشكلات و مسائلى مشابه آنها بود كه در مقابل منصور قرار گرفته و او را آشفته خاطر و تلخكام كرده بود . در ميان اين مشكلات به نظر منصور مهمترين مشكل همان مسئلهء علويان و در پيشاپيش آنان امام صادق بود . وى به شدت از درگير شدن با امام احتراز مىجست و تلاش مىكرد تا با توسل به ترفندهاى مختلف ، اين مانع و پىآمدهاى آن را از سر راه بردارد . زمانى كه منصور خلافت را به دست گرفت ، نگاهى به گذشته‌اش انداخت و روزگار اندوهناك خويش را به ياد آورد ؛ روزى كه بىپناه بود ، امواج ترس و بيم به هر سويش مىكشاند ، نيازمندى و ضرورت زندگى به حرفه نقل روايت سوقش مىداد . وى هنوز تازيانه خوردن و تاريكى زندان در عهد امويان را فراموش نكرده ، و از ياد نبرده است كه با مدح و ستايش آل محمد شفقت مردم را طلب مىكرد ، و خود او از راويان حديث غدير بوده است . [ 35 ] اين حوادث و خاطرات هرگز از ياد منصور نرفته و همواره با او و در برابر اوست .

عملكرد منصور

اكنون كه منصور امير المؤمنين لقب گرفته ، اموال به عنوان ماليات ، از شرق و غرب به سوى او سرازير است . كسى كه روزى حتى يك درهم نداشت ، اكنون خزانه‌اش چنان انباشته است كه نياز ده سال حكومتش را كفايت مىكند . فردى كه درگذشته هراسان و ترسناك راه درازى را پياده طى مىكرد ، حالا هزاران سرباز و محافظ در ميانش گرفته‌اند . اين بود كه به اقتضاى غريزه و طبيعت به آنچه در اختيار داشت بخل مىورزيد ، حتى بر خودش . جامه‌اش را خود وصله مىزد ، و از يك درهم ( دانق ) نيز نمىگذشت . و لذا به همين نام ( دوانيقى ) شهرت يافت . او براى پرهيز از