گفتم : خدايت اصلاح كند ، موضوع چيست ؟ گفت : نزد من بيا ؛ نزدش رفتم . از تمامى آنچه كه بين من و تو اتفاق افتاده بود خبر داد ؛ چندان دقيق كه گويى او سومين نفر بين ما بود . منصور گفت : اى پسر مهاجر ، همواره در خاندان نبوت محدث وجود دارد و امروز محدث در ميان ما جعفر بن محمد است . [ 39 ]
از اينكه امام شيوههاى محتاطانهاى براى حفظ خويش و احتراز از نقشههاى منصور در پيش گرفته و منصور را در به دست آوردن بهانه براى دستگيرى و قتل خود ناكام گذاشته بود ، به منصور گران آمده بود . براى تحقق هدف هيچ راهى نبود كه منصور طى نكرده باشد ، از ارسال نامههاى جعلى از زبان شيعيان جعفر بن محمد ، كه او را دعوت به قيام مىكردند گرفته تا ارسال اموال بسيار براى امام ، همراه با كسانى كه منصور آنان را براى همين كار استخدام كرده بود ، بدين اميد كه امام اموال را بگيرد و يا پاسخ نامهها را بدهد ، و بدين وسيله بهانه براى از ميان برداشتن امام به دست آيد ؛ تمامى اين ترفندها بىنتيجه ماند و جز ناكامى چيزى نصيب منصور نشد .
مسأله امام صادق براى منصور بيشترين اهميت را داشت . بين منصور و امام صادق ارتباطات و ماجراهايى بود كه اكثر مورخان از ذكر آنها خوددارى كردهاند .
بين آن دو در دوران امويان رابطه بود و امام بيش از ده سال در زمان خلافت منصور زيست ، در اين سالها مشقات بسيار نصيب امام شد و بارها مورد امتحان قرار گرفت و خطرات از هر سو احاطهاش كرده بود . منصور از موقعيت امام اطلاع داشت و از توجه مردم در آغاز نهضت علمى و فرهنگى اسلام با خبر بود ؛ هنگامى كه حوزهء درس امام گسترده و از نظر علمى فعال و پرنشاط بود ، دانشپژوهان در آن حوزه گرد آمدند ، شهرتش بالا گرفت . منصور آگاه بود كه وى ، چنان كه پس از اين خواهيم گفت ، در درگيرى اهل رأى و اهل حديث پيشواى اهل حديث به شمار مىرود . منصور از شهرت و آوازهء امام بيم داشت ، و از اين مىترسيد كه با پيشوايى علويان ناگهان انقلابى پديد آيد و عالمان امت كه با جعفر بن محمد ( ع ) پيوند دارند و منزلت اهل بيت را مىشناسند به انقلاب بپيوندند ؛ و آشكارا با اين بيعت مخالفت كرده و آن را نابهنگام دانسته بود . بنابراين منصور بيم داشت كه امام صادق در رأس قيام علويان قرار گيرد و براى دولت جديد مشكل بيافريند .
امام جعفر بن محمد ( ع ) با درك درست و نظر دقيقى كه داشت ، حجابها را
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: اسد حيدر
ص٦٨