روزگار عباسيان
زمانى كه مسلمانان انحراف امويان را از دين و بىحرمتى آنان را نسبت به پيشوايان دينى مشاهده كردند ، و ديدند كه با اهل بيت ستيزه مىكنند ، با شيوههاى فريبكارانه و نظام ستمكارانه آنان ، كه با عدالت بيگانه بود و نيز چنان اعمالى در اسلام سابقه نداشت ، شديدا به مخالفت برخاستند .
قيام امام حسين ( ع ) ، فرياد رسايى بود كه عليه امويان برخاست ؛ اين نهضت ، ضربه مرگبارى بود بر پيكر سردمداران ستم ، و شعلهاى فروزان فرا راه حقطلبان و روشنكننده راه اصلاحگران . پس از حادثه كربلا قيامهاى خونين ديگرى روى داد ، كه راه را براى تغيير رژيم و سقوط كسانى كه بر مسند قدرت جا خوش كرده بودند ، باز كرد ؛ چرا كه دوران آنان به درازا كشيده شده بود و سايهشان بر سر مردم سنگينى مىكرد . اين بود كه اجتماعات مخفى ، به قصد اصلاحات انقلابى ، تشكيل شد تا حكومت را از امويان ، كه در واقع از آغاز تا فرجام با اسلام دشمن بودند ، به آل محمد ، كه پرچمداران حق و پيشوايان عدل بودند ، منتقل كنند .
عباسيان در زمرهء پيشگامان يارى علويان به شمار مىرفتند ، و شور و حماسه بسيار در راه تحقق آرمان براندازى امويان و دادن قدرت به علويان از خود نشان مىدادند . در آن روزگار محمد بن عبد الله بن حسن از نظر سياسى فعال بود ، و طى يك نشست ، هاشميان و عباسيان و علويان با وى به خلافت بيعت كردند ، و نخستين كسى كه با او بيعت كرد سفاح و برادرش منصور بود .