مىبردند . هيچ كس به مسجد يا معبد و يا محفل و يا حوزه علمى وارد نمىشد مگر اينكه كلماتى مىشنيد كه از تباهى و پليدى درونى گويندگان آنها خبر مىداد ؛ سخنوران واعظان و قصهپردازان سخنشان را جز با دشنام به على ( ع ) آغاز نمىكردند .
آل محمد اين مشقتها و مشكلات را با دلهاى آرامش يافتهاى كه خداوند به صابران وعده داده است ، تحمل كرده و پذيرا شدند . امام صادق تمامى اين حوادث را در مراحل رشد و تربيت خويش ديد ، و يا آنها را بىپيرايه و مستند از پدرش شنيد .
آنچه در اين روزگار بر امت اسلام و آل محمد ، كه حاملان علم و پيامآوران رسالت اسلام بودند گذشت ، جملگى در برابر چشمان بيدار خداوند واقع شد .
امام صادق ( ع ) سه سال از خلافت عبد الملك ، نه سال و هشت ماه از خلافت وليد بن عبد الملك ، سه سال و سه ماه و پنج روز از خلافت سليمان بن عبد الملك ، دو سال و پنج ماه از خلافت عمر بن عبد العزيز ، چهار سال و يك ماه از خلافت يزيد بن عبد الملك ، بيست سال از خلافت هشام بن عبد الملك ، يك سال از خلافت وليد بن يزيد ، شش ماه از خلافت يزيد بن وليد را درك كرد . پس از آن به دليل آشفتگى و هرج و مرج فراوان عملا خليفهاى از امويان وجود نداشت ، و سرانجام در سال 132 هجرى خلافت اموى پايان يافت .
امام صادق همه اين ادوار را در شرايطى گذراند ، كه خود و خاندانش تحت كنترل جاسوسان و در فضايى از مراقبت قرار داشتند ، و اين مراقبت ناشى از تهمتهايى بود كه دشمنان اهل بيت به قصد تقرب به دشمنان آن خاندان ساخته و پرداخته بودند . او مىديد كه عدهاى از پيشوايان شيعى به قتلگاه فرستاده مىشدند و عدهاى زندانى مىشدند ، و بقيه نيز تبعيد مىگشتند . طى نوزده سال بدگويى از جدش على ( ع ) را به گوش مىشنيد و انتقامگيرى از خاندانش را به چشم مىديد .
مىديد كه برخى از فرمانداران مدينه روزهاى جمعه علويان را در نزديك منبر جمع مىكردند تا دشنام و ناسزاگويى به على ( ع ) و آل على را بشنوند . تا اينكه به سال 99 هجرى عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد و چنان كه پس از اين خواهد آمد ، دشنامگويى به على ( ع ) را پايان داد .
عصر امام صادق
رشد و تربيت امام صادق با خشونت و سختيها و بلايا همزمان و همراه بود ، گرفتاريهايى كه از طرف زمامداران تباه كنندهء حق و ستمگر بر مردم و بندگان