تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
تأييد كند . با اين همه وى اين انديشه را پنهان نگاه داشت و توانست آن را ابراز نكند مگر زمانى كه دانست مىتواند به دست فرد ديگرى با تكيه بر همان انديشه به كاميابى دست يابد ، چنان كه گفته‌اند : « تجربه بزرگترين دليل است » . شخصى كه آرزوى معاويه را برآورده ساخت عايشه دختر ابو بكر بود كه على رغم تيمى بودنش به خونخواهى عثمان اموى برخاست . در حالى كه عايشه خود باب انتقاد بر عثمان را گشود ، و گروهى كه به يارى عايشه برخاستند و خون عثمان را ريختند ، امروز اشك تمساح مىريزند و با حالتى دردناك فرياد مىزنند : « واى كه عثمان مظلوم كشته شد » ، و از اين فريادها شام بىقرار و آشفته گرديد . مردم فقط با تحريك عواطف قيام كردند ، در حالى كه كوركورانه عمل مىكردند و از حقيقت امر اطلاعى نداشتند . آنان در گريه و زارى با قاتلان عثمان و با كسانى كه ديروز عثمان را تنها گذاشته و ديگران را به كشتن وى تشويق مىكردند ، همداستان شدند .

دعوت معاويه به خونخواهى عثمان

معاويه چنين وانمود كرد كه نزديكترين كس به عثمان و شايسته‌ترين فرد براى خونخواهى وى است ، چرا كه عثمان مظلوم كشته شده و شارع ، ولى مقتول را تقاص خواه دانسته است . معاويه از چه كسى خون مقتول را مطالبه مىكند ، در حالى كه تمامى مردم در شورش عليه عثمان شركت داشتند ؟ آن كسانى كه امروز بر عثمان مىگريند ، ديروز باب مؤاخذه از او را باز كرده و به دليل همراهى با امويان به مردم گفتند كه او از جاده صواب خارج شده است . اين مسأله بيش از اين نياز به تأمل و تفكر دارد . معاويه غرضى جز اين نداشت كه راه ستيزه با على ( ع ) را در پيش گيرد و او را تنها قاتل عثمان معرفى كند . او مخالفتهاى صحابهء پيامبر با عثمان را ناديده مىگرفت ، صحابه‌اى كه ديده بودند عثمان به امويان گرايش دارد و فرمانروايى و غنايم را به آنان اختصاص داده ، مروان بن حكم را به خود نزديك كرده و او را از خاصان دولت قرار داده و برخى را تبعيد كرده است . سرانجام اين امور سبب شد كه صحابه خشمناك شوند و رابطه خود را آشكارا با او قطع كنند . مثلا عبد الرحمن بن عوف 10 كه از ياران عثمان بود و براى انتخاب شدنش تلاش بسيار كرد ، او را ترك كرد و وصيت نمود عثمان حق ندارد بر جنازه او نماز بگذارد 11 ، و گفت : تا بيش از اين زياده‌روى نكرده درمانش كنيد . وى به على ( ع ) گفت : تو شمشيرت را بردار و من