روزگار امويان
امويان در عهد عثمان
پس از عمر بن خطاب ، هنگامى كه عثمان 1 به خلافت برگزيده شد ، فرصت كم مانندى به دست امويان افتاد . چرا كه عثمان فرمانرواى امت و واجب الاطاعه و اميرى چيره بر امور و جانشين پيامبر شد ؛ و بدين ترتيب در متن تاريكى و نوميدى ، برق آرزوهاى ديرين بنى اميه درخشيدن گرفت و پس از شبى تاريك ، كه در آن به جستجوى آرزوهاى گم شده خويش برآمده بودند و بر حزب درهم شكسته خود افسوس مىخوردند ، روشنايى پديد آمد .
چنين فرصتى زمانى به دست آمد كه تمامى اميدها براى دستيابى به مقصود در بازسازى حزب فروپاشيده و از ميدان مصاف با حق گريخته به يأس گراييده بود .
وقتى كه امويان به اداره امت دست زدند و حكومت و خلافت را بازيچه خود قرار دادند ، در فاصله كوتاهى سير حوادث به گونهاى شد كه بندگان خدا مورد آزمايش قرار گيرند و توده غربال و پالايش شوند .
بر آن نيستيم كه دربارهء حوادث دوران خلافت عثمان و مصائب و رنجهايى كه در آن روزگار از دست خاندان او بر مسلمانان وارد آمد بحث كنيم .
هنگامى كه مروان بن حكم 2 به عنوان مقام امنيتى تام الاختيار و وزير مخصوص خليفه تازه برگزيده شد ، خمس غنائم به او اختصاص يافت و صاحب دارايى شد و پس از دورانى تنگدستى با اموال امت به رفاه و تنعم دست يافت ، و پس