از روزگارى سختى و رنج به راحتى و آسايش رسيد .
غلامانى كه امت به دست آنها نابود شدند ، زمام امور را به دست گرفته و مانند كودكى كه با گوى بازى مىكند با حكومت بازى كردند و چون بوزينگان بر منبر رسول خدا برنشستند 3 .
ما اين دوران و حوادث آن را رها مىكنيم ، و پيرامون انتخاباتى كه عثمان در آن به پيروزى دست يافت مناقشه نمىكنيم . انتخاب عثمان نه به دليل حسن سابقهاش در اسلام صورت گرفت و نه به دليل خويشاونديش با پيامبر ، و اگر انتخابات به گونهاى آزاد و مطابق موازين صحيح انجام مىشد ، هرگز عثمان از على ( ع ) برتر نبود .
آرى قصد نداريم به پيامدهاى دردناك انتخاب عثمان بپردازيم : اوضاع غير طبيعى كه به دنبال انحصار كارها و پستهاى كليدى در دست امويان پيش آمد و سبب شد كه اصحاب رسول خدا رابطه خود را با خليفه قطع كنند ، و امواج نارضايتى در سراسر جهان اسلام به هم رسد ، و انقلاب و شورش پديد آيد و خليفه در خانهاش كشته شود ، و به دنبال آن با على ( ع ) بيعت كنند و پيروزى معاويه پس از قتل عثمان ، در حالى كه او در حيات عثمان وى را خوار كرده و تنهايش گذاشت .
على . . . و بيعت معاويه با طلحه و زبير
پس از آنكه عثمان كشته شد و مردم با على ( ع ) به خلافت بيعت كردند ، معاويه 4 خود را در تنگنا ديد . آيا مخالفتش را با على ( ع ) آشكار كند ؟ در حالى كه مردم در بهترين شكل على ( ع ) را انتخاب كرده و اصحاب پيامبر نيز وى را همراهى كرده بودند ، و دلها نيز از امويان شديدا تنفر داشت ؛ يا اينكه به اكراه همرنگ جماعت شود ، همانگونه كه پيش از اين او و پدرش رياكارانه مسلمان شده بودند . او با مقام على ( ع ) و منزلتش در اسلام ناآشنا نبود و مىدانست كه نخستين كسى است كه اسلام آورده و در ايمان برترين است و پس از پيامبر والاترين مردمان و از همه به رسول نزديكتر است .
على ( ع ) سرشتش با عدالت آميخته است و ملامت ملامتگران در روش و عمل الهيش اثرى ندارد ، و قطعا در حكومت على ( ع ) معاويه نخواهد توانست به خواستههايش برسد . و او هرگز قادر نخواهد بود خود را تسليم عدالت و مطيع حقيقت كند . او على ( ع ) را مىشناسد و روش سختگيرانه مملكتداريش را مىداند .