به امام اين بود : اى فرزند رسول خدا فدايت گردم .
او مدتى در مدينه محضر امام را درك كرده و از او روايت نموده ، و اين روايات را راويان احاديث ابو حنيفه در مسانيد او آوردهاند ، كه از آن ميان ابو يوسف برخى از آن روايات را در كتابش الآثار نقل كرده است .
به هر حال ابو حنيفه با اهل بيت ارتباط داشته و در تمامى مواضع از آنها يارى و حمايت و دفاع كرده است . او در قيام زيد بن على نقش داشت و از جنبش او حمايت كرد و گفت : قيام زيد كمتر از قيام رسول خدا در بدر نيست . به او گفته شد پس چرا در آن شركت نكردى ؟ ، گفت : نزد من امانتهايى از مردم بود ، نگهدارى آنها را به ابن ابى ليلى پيشنهاد كردم ، نپذيرفت . [ 63 ]
نيز به يارى محمد بن عبد الله بن حسن و برادرش ابراهيم برخاست ، و مردم را به پيروى و حمايت از آنان تشويق كرد . در ايام شورش ابراهيم زنى نزد ابو حنيفه آمد و به او گفت فرزندم مىخواهد به ابراهيم بپيوندد ، من او را منع مىكنم . گفت مانع او نشو . [ 64 ]
ابو اسحاق فزارى گويد نزد ابو حنيفه رفتم و به او گفتم : از خدا پروا نكردى كه فتوى دادى برادرم به يارى ابراهيم بن عبد الله بن حسن برخاست و كشته شد . او گفت : كشته شدن برادرت مساوى است با كشته شدن در روز جنگ بدر در كنار رسول خدا ، شهادت او در كنار ابراهيم والاتر از زندگى اوست . [ 65 ] پس از آن ابو اسحاق با ابو حنيفه دشمن بود .
ابو حنيفه نامهاى به ابراهيم نوشت و به او يادآوريهايى كرد كه اگر پنهانى وارد كوفه شود ، زيديان از او پشتيبانى خواهند كرد . نوشت : در اينجا پيروانى داريد كه مىتوانند شبانه به بالين ابو جعفر منصور بروند و او را بكشند و يا دست بسته تحويلت دهند . البته مرجئه اين كار ابو حنيفه را نادرست دانسته و بر او خرده گرفتهاند . [ 66 ]
پس از شهادت محمد بن عبد الله بن حسن ، هرگاه كه ابو حنيفه از او ياد مىكرد چشمش لبريز از اشك مىگشت . [ 67 ]
به هر حال علاقه و گرايش ابو حنيفه به اهل بيت چندان آشكار است كه حتى كسانى او را از شيعيان زيدى دانستهاند .
ابو زهره ، پس از آنكه از گرايش ابو حنيفه به اهل بيت و شيعى بودنش سخن مىگويد ، اضافه مىكند : نتيجه سخن اين است كه ابو حنيفه در برابر دستگاه خلافت گرايش فكرى شيعى داشت ، يعنى او عقيده داشت كه خلافت از آن فرزندان على از
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: اسد حيدر
ص٤٠٠