چشمپوشى مىكند ، چرا كه به زندهماندنشان و به همكارى آنان نياز داشت . منصور تصميم داشت تا با تشكل دادن به آن فقيهان از خطر شهرت امام صادق در جهان اسلام جلوگيرى كند ؛ چون درخشش حوزهء امام صادق را تهديدى عليه خود مىشمرد .
حقيقت و عدالت اين است كه بگوييم موضع ابو حنيفه با موضع مالك بن انس متفاوت است . مالك پس از آنكه به خروج با محمد بن عبد الله فتوى داد و مجازات شد تغيير موضع داد و به منصور پيوست . حتى كار به آنجا رسيد كه نظر داد على مانند ديگر مردم بوده و برتر از ديگر صحابه نبوده است . اما ابو حنيفه هرگز عقيده و موضعش را تغيير نداد ، و او على را بر ديگر صحابه و يا فقط عثمان برتر مىدانست ، همانطور كه تا آخر ، اين عقيده را كه دولت عباسى ظالم ، و همكارى با آن خلاف و نارواست حفظ كرد .
به هر حال در مورد خشم منصور بر ابو حنيفه نظريات مختلفى وجود دارد ، و ممكن است عوامل متعددى در اين كار وجود داشته است . ولى عامل اصلى اين خشم عبارت بود از مخالفت ابو حنيفه با حكومتى كه قصد داشت عالمان را از نعمت فهم و انديشه محروم كند و آنان را از موهبت آزادى انديشه و حق طلبى بازدارد . در يك جمله بايد گفت ابو حنيفه قربانى قدرتطلبى و ستمگرى منصور گرديد .
پيش از آنكه بحث در مورد ابو حنيفه را به پايان ببريم ، لازم است به ارتباط او با عالمان و محدثان شيعى و استماع حديث و روايت او از آنان اشارتى بكنيم .
ممكن است گمان شود كه ابو حنيفه از محدثان شيعى روايت نقل نكرده ، و يا اينكه آنان از مشايخ ابو حنيفه نبودهاند ، چرا كه عدهاى از آنان نقل كردهاند كه ابو عصمه از ابو حنيفه سؤال كرد كه به نظر شما از چه كسانى افكار و آراء پيشينيان را بياموزيم ؟ او مىگويد : مىتوانيد از تمامى كسانى كه معتدل و خردمندند بياموزيد ، جز از شيعيان كه عقايدشان بر اساس گمراه دانستن اصحاب محمد ( ص ) است .
اين سخن از ابو حنيفه نادرست است و منسوب به اوست . زيرا تنها راوى اين حديث ابو عصمه نوح بن مريم مروزى ( د 173 ه . ) است ، و او به جعل حديث « حسبه » شهرت دارد .
حافظ زين الدين عراقى در بحث حديثسازان مىگويد : نمونه اينان جعل حديث حسبه است كه آن را ابو عصمه نوح بن مريم مروزى ، قاضى مرو ، نقل كرده است . حاكم در روايتى كه سلسله سندش به ابو عمار مروزى مىرسد ، مىگويد كه
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: اسد حيدر
ص٤٠٣