تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
هجرى ، از محمد بن حسن دانش آموخت و آثار و آراء او را فرا گرفت . مأمون پست قضاوت را به او پيشنهاد كرد اما او قبول نكرد . كتاب الصغير و النوادر از اوست . 7 - محمد بن سماعه تميمى . از حسن بن زياد ، ليث ، ابو يوسف و محمد بن حسن حديث شنيد و از دو نفر اخير فقه آموخت . النوادر را از ابو يوسف و محمد فرا گرفت . پس از درگذشت يوسف ، فرزند قاضى ابو يوسف ، منصب قضاوت را عهده‌دار شد . آثارى چون ادب القاضى ، المحاضرات ، السجلات و النوادر از اوست . 8 - هلال بن يحيى بن مسلم ( د 245 ه . ) . نزد ابو يوسف و زفر بن هذيل فقه آموخت . در احكام وقف و شروط تأليفاتى دارد . 9 - احمد بن عمر بن مهير خصاف ( د 261 ه . ) . او فقه ابو حنيفه را از طريق پدرش كه از شاگردان حسن بن زياد بود آموخت . او عالمى آگاه به مذهب حنفى بود . كتاب الخراج را براى مهتدى عباسى نوشت . كتابهاى الوصايا ، الشروط الكبير و الصغير ، الرضاع ، ادب القاضى و الحيل الشرعية از اوست . [ 56 ] 10 - ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه ازدى طحاوى ( د 321 ه . ) . مولى عبد العزيز دهلوى مىگويد : او خود مجتهد و در مسائل فقهى مقلد محض نبوده است ، لذا هرگاه كه به ادله قوى برخورد مىكرده بر خلاف مذهب ابو حنيفه فتوى مىداده است . محمد بن عبد الحى گويد : او در طبقه ابو يوسف و محمد بن حسن قرار داشته و چيزى از آن دو كم ندارد ؛ داراى مقامى بلند و رتبه‌اى عالى است و در موارد بسيارى با بنيانگذار مذهب حنفى مخالفت كرده است . او خود از مجتهدانى است كه به يكى از امامان مجتهد [ ابو حنيفه ] منسوب شده ، اما اينان نه در اصول و نه در فروع از او تقليد نمىكردند ، چرا كه خود داراى رتبهء اجتهاد بودند و فقط در اجتهاد بر شيوهء ابو حنيفه عمل كردند . [ 57 ] اين گونه بود كه مذهب ابو حنيفه رواج يافت . خود او آراء و نظرياتش را تدوين نكرد ، بلكه شاگردانش دست به تدوين و ترويج آراء استاد زدند . اينان به آموخته‌هايشان از ابو حنيفه بسنده نكردند . ابو يوسف با اهل حديث رابطه برقرار كرد و از آنان احاديث بسيار آموخت و چه بسا ابو حنيفه از بسيارى از آنها آگاهى نداشت . محمد بن حسن ، جز در سالهاى نخستين زندگيش ، با ابو حنيفه ارتباطى نداشت ، پس از آن به مالك پيوست و از او روايت كرد . روايات او از مالك از نظر سند صحيحترين روايات است .