نزد قاضى سوار بودم ، غلام آمد و گفت زفر پشت در است ، سوار گفت : به زفر معتقد به رأى اجازه ورود نده ، چرا كه او بدعتگذار است . عقيلى او را از ضعفاء شمرده است . از بشر بن سرى روايت شده است كه روزى همراه سفيان ثورى بودم و زفر را ديدم ، بر او رحمت آوردم اما ثورى از او روى گرداند . ازدى گويد : مذهب و آراء زفر غير قابل قبول است . احمد بن ابى عوام قاضى مصر در مناقب ابو حنيفه گويد كه ابو جعفر طحاوى از ابو حازم و او از ضبى برايم روايت كرده است كه : زفر بن هذيل به بصره آمد و به حوزهء درس عثمان بتى رفت و با او به مناظره و بحث نشست و به پيگيرى و تحقيق در اصول آنان پرداخت ، و چون مىديد در مواردى از اصول عدول شده ، با عثمان به گفت و گوى مىپرداخت تا برايش روشن سازد كه از اصول خارج شده است ؛ سپس مىگفت در اين مورد بهترين پاسخ اين است . وقتى كه جواب او مورد قبول واقع مىشد مىگفت : اين نظر ابو حنيفه است . در اين ميان طولى نكشيد كه شاگردان درس عثمان گرد زفر جمع شده ، و عثمان را تنها گذاشتند .
اينها شاگردان ابو حنيفه بودند كه فقه او را نشر داده و آراء او را نقل كردهاند .
نخستين كس از اينان كه به تدوين فقه حنفى پرداخت ، قاضى ابو يوسف بود ، و پس از او محمد بن حسن شيبانى بود كه آثارى پديد آورد و اين آثار از منابع دست اول مذهب ابو حنيفه است . او فقه را از ابو يوسف آموخت ، چرا كه هنگام درگذشت ابو حنيفه سن او كم بود و نمىتوانست ناقل فقه استاد نخستين باشد . اين است كه او در كتاب الجامع الصغير ، در آغاز هر فصل روايتى از ابو يوسف نقل مىكند ، ولى در الجامع الكبير چنين نمىكند . ابن نجيم در كتاب البحر در باب تشهد مىگويد كه تمامى مطالب كتاب الجامع الصغير تأليف محمد بن حسن با اتفاق نظر ابو يوسف و محمد بوده است ، بر خلاف الجامع الكبير كه آن را بر ابو يوسف عرضه نكرده است .
ابو يوسف ، محمد و ديگر شاگردان ابو حنيفه از نظر فكرى كاملا مستقل بوده و در حوزهء مسائل فكرى و اجتهادى به هيچ وجه از استاد خود تقليد نمىكردند .
اينكه آنان آراء ابو حنيفه را تدوين و يا تدريس كرده و يا در آغاز نزد او درس خواندهاند ، مانع از استقلال فكرى آنها و حريتشان در اجتهاد نشد ، و گرنه بايد گفت هر كس كه نزد كسى درس بخواند لزوما مقلد او خواهد بود ، و اين قاعده ناگزير دامن ابو حنيفه را نيز خواهد گرفت و او را از مقام اجتهاد پايين خواهد آورد و در سطح مقلد استادش حماد تنزل خواهد داد ؛ چرا كه نزد او درس خوانده و بسيارى از رواياتش را تخريج كرده ، و در نهايت با برخى موافقت و با بعضى مخالفت كرده
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٩٢