تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

عالمان حنفى و رواج مذهب ابو حنيفه

تعداد عالمانى كه به نقل آثار استادان خود كه از شاگردان ابو حنيفه بوده‌اند پرداخته‌اند بسيار است كه در اينجا به برخى از چهره‌هاى بنام اين طايفه اشاره مىكنيم : 1 - ابراهيم بن رستم مروزى ( د 211 ه . ) . او فقه را نزد محمد بن حسن آموخت و از مالك حديث شنيد ، و سفرى به بغداد كرد . در تأليف كتاب النوادر از استادش محمد بهره گرفته است . او از شهر « مرو » بوده ، لذا به مروزى شهرت يافت . اينكه او را مروزى گفته‌اند به اين دليل است كه با مروى ، كه جامهء مشهورى در عراق و منسوب به قريه‌اى در كوفه است ، اشتباه نشود . [ 52 ] 2 - احمد بن حفص كبير بخارى . او از محمد بن حسن فقه آموخت ، و كتابهايش را روايت كرد ، و المبسوط او را با دست نوشت . او داراى آرائى است كه مخالف تمامى پيروان حنفى است . [ 53 ] 3 - بشر بن غياث مويسى مشهور به ابن ابى كريمه ( د 218 ه . ) مولى زيد بن خطاب . او ابو حنيفه را ديده و از او بهرهء علمى برده است ؛ آنگاه فقه را از ابو يوسف فرا گرفت و از شاگردان و ياران ويژه او بشمار آمد . او داراى تأليفات زيادى است و از ابو يوسف روايات بسيارى نقل كرده است و داراى عقايد و آراء شگفتى در مذهب حنفى است ؛ ابو يوسف او را در اين مورد نكوهش كرده و از او بسيار خرده گرفته است . وى شخصيت مقبولى در نظر اهل حديث نيست . ذهبى گويد : بشر بن غياث در خور آن نيست كه از او روايت نقل شود . [ 54 ] 4 - قاضى بشر بن وليد بن خالد كندى ( د 238 ه . ) . او يكى از شاگردان و پيروان ابو يوسف است و آثار و آراء او را روايت كرده است . در روزگار معتصم عباسى قاضى بغداد شد . وى نسبت به محمد بن حسن شيبانى كينه داشت و از او بد مىگفت ، اما حسن بن مالك او را از اين كار بازداشت . دارقطنى ، او را موثق دانسته و صالح بن محمد گويد او صدوق است ، هر چند كه صاحب عقل نبود . 5 - محمد بن شجاع ثلجى ( د 267 ه . ) . او نزد حسن بن زياد و حسن بن ابى مالك فقه آموخت و داراى تأليفاتى چون تصحيح الآثار ، النوادر ، المضاربة و الرد على المشبهة است . در نظر حديث‌شناسان او در روايت ضعيف شمرده شده است . [ 55 ] 6 - ابو سليمان موسى بن سليمان جوزجانى ، در گذشته بعد از سال دويست