نامش بلند آوازه شد . با اين همه او با دشمنانش نيز مدارا و سازش مىكرد . با وجود اينكه مخالفانش او را ناسزا مىگفتند و انتقادات تند و تلخ از او مىكردند ، در عين حال با آنان به نرمى برخورد مىكرد . او با شاگردانش به نيكى رفتار مىكرد ، و از نظر مادى به آنان يارى مىرساند ، و ثروت فراوانش نيز چنين امكانى به او مىداد و راه كاميابيش را هموار مىكرد . مساور او را چنين هجو كرد : پيش از اين در دين آسايش و آرامش داشتيم تا اينكه بلاى طرفداران قياس فرود آمد چون كسبشان كساد شد از بازار برخاستند آنگاه پس از تلاش سخت از رأى يارى گرفتند ابو حنيفه به ديدار مساور رفت ، و به او گفت : اى مساور تو ما را هجو كردى ، ولى ما تو را خشنود و راضى خواهيم كرد و مقدارى پول به او داد . پس از آن مساور در مدح او سرود :
اگر روزگارى فرا رسد كه مردمى بيايند و فتاوا براى آنان بىاعتبار گردد ما بر اساس قياس صحيح و درست از نوع قياس ابو حنيفه بر آنان عرضه خواهيم كرد اگر فقيهى آن را بشنود و به آن آگاه گردد ، آن را بر صفحات ثبت خواهد كرد .
اصحاب حديث در پاسخ او چنين گفتند :
اگر طرفدار رأى به دفاع از قياس برخاست و بدعت سخيفى را به كار گرفت ، ما از گفتهء خداوند و بازماندهء سنت براى آنان خواهيم آورد .
اين ابيات و ابيات ديگرى كه به دنبال دارد ، ابن قتيبه [ 46 ] و ابن عبد ربه [ 47 ] آوردهاند . در اينجا مجال آن نيست كه به دستاورد اختلافات بين اهل رأى و اهل حديث و بدگوييها و تهمتهاى دو طرف به هم اشارتى بكنيم ، اختلافاتى كه حكومت و دستگاه خلافت آنان را تشويق مىكرد و پشت پرده به قصد دستيابى به اهداف خود به عوامل تفرقهافكن دامن مىزد .
به هر حال ابو حنيفه ، پس از آنكه ساليانى به تجارت و سپس آموختن علم
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٨٨