درس فقه بوده است ، هر چند كه زمانى كلام را رها كرد و تنها به فقه پرداخت .
چنان كه مىگويند ، او بيش از بيست بار به قصد مناظره و مباحثه به بصره سفر كرد ، و هر بار نيز حدود يك سال در آن ديار سكونت گزيد . از اين رو بايد گفت كه بيش از نيمى از عمر او صرف مجادلههاى كلامى شده است . [ 42 ] البته اين در صورتى است كه روايات مربوط و منقول را تهى از مبالغه ، و مستند بدانيم ، چرا كه اين نوع روايات رهآورد غلو و حالات عاطفى است .
به هر حال ابو حنيفه در آغاز مرد تجارت بود و به توليد پارچه و فروش آن در بازار اشتغال داشت ، و بخشى از عمرش را در اين راه سر كرد تا اينكه شعبى او را به آموختن علم تشويق كرد و او به علم كلام رو آورد ، آنگاه به حوزه درس حماد بن ابى سليمان ( د 120 ه . ) كشيده شد و از برجستهترين شاگردان او گرديد . شرايط و اوضاع و احوال موانع رشد و بالندگى را از سر راهش برداشت ، همان گونه كه اساسا شرايط آن عصر نيز زمينه پيشرفت و ترقى را فراهم كرده و راه كمال را برايش گشود ، گردش حوادث فرصتهايى را به دست داد و ابو حنيفه نيز ، با هوش و استعداد و زيركى ويژهاى كه داشت ، از آن فرصتها به خوبى بهره گرفت .
غير عرب و اوضاع روزگار ابو حنيفه
يكى از شانسهاى خوش ابو حنيفه اين بود كه در عصر او اختلاف بين اهل حديث و اهل رأى از يك سو ، و درگيرى بين عرب و غير عرب از سوى ديگر ، پديد آمد ، دشمنيها بالا گرفت و بين آنها هجوم و حمله بسيار شد ؛ او در اين احوال در رأس حوزه درس حماد ، كه يكى از حوزههاى علمى كوفه بود ، قرار داشت . [ به دليل غير عرب بودن ابو حنيفه ] به طور طبيعى اكثر كسانى كه پيرامونش گرد آمده بودند عناصر غير عرب بودند و از عربهايى كه نسبت به آنها بمثابه يك برده و يا آدمهاى حقير و پست نظر مىكردند ، بيزار بودند و كينه در دل داشتند . تحقير غير عرب تا آنجا پيش رفت كه روح نافرمانى و فريادگرى را در آنان پديد آورد . اين روش ، بدعتى بود كه امويان به آن دامن زده و با غير عرب مانند بردگان و بسيار بد برخورد مىكردند ، و آنان را در حكومت سهيم نمىكردند . بديهى است كه اين روند در جان انديشمندان غير عرب آتشى برمىافروخت كه دلهايشان را شعلهور مىساخت .
نهضت فكرى گسترده شد و در اواخر روزگار امويان مردم به مسائلى روى آوردند كه در اوايل حكومت آنان ، كه روزگار عظمت و نيرومنديشان بود ، امكان آن