دويست حديث وارده از رسول خدا مخالفت كرده است .
به ابن مبارك گفتند مردم مىگويند تو بر مذهب ابو حنيفهاى ، گفت : مردم هر چه بگويند درست نيست ، زمانى كه او را نمىشناختيم پيش او مىرفتيم ، ولى پس از آن رهايش كرديم . [ 37 ]
ابن عبد البر در « الانتقاء » بعضى از آراء موافقان و مخالفان ابو حنيفه را آورده است . [ 38 ] دكتر على حسن عبد القادر مىگويد : دشمنان ابو حنيفه مدعى هستند كه او به حديث بهاى لازم را نمىداده ، و در استنباط احكام فقهى رأى و اجتهاد شخصى را در درجهء نخست قرار مىداده ، و بسيارى از احاديث را قربانى رأى و نظر خود كرده است .
ابو صالح فراء گفت : از يوسف بن اسباط شنيدم كه مىگفت : ابو حنيفه چهار صد يا بيشتر از آن حديث نبوى را كنار گذاشت . من به او گفتم : اى ابو محمد آيا آن احاديث را مىشناسى ؟ ، گفت : آرى . گفتم برخى از آنها را بر شمار . گفت : پيامبر فرمود : « براى اسب دو سهم است و براى سوار يك سهم » . اما ابو حنيفه گفت : من هرگز سهم حيوان را دو برابر سهم انسان مؤمن قرار نمىدهم . پيامبر و اصحابش موى تن را مىچيدند ، ولى ابو حنيفه گفت كه چيدن موى مثله است . پيامبر فرمود : « حق فسخ در معامله تا زمانى است كه دو طرف معامله از هم جدا نشده باشند » ، اما ابو حنيفه فتوى داد : زمانى كه معامله قطعيت يافت ، حق فسخ منتفى است . پيامبر و يارانش هنگام سفر به قيد قرعه يكى از همسرانشان را به سفر مىبردند ، ولى ابو حنيفه بر اين نظر بود كه قرعه قمار است . گفتهاند كه در روزگار ابو حنيفه چهار تن از صحابه در قيد حيات بودند ، اما او علاقهاى به ديدارشان نشان نداد . ابن ابى شيبه در كتابش ، فصلى را به احاديثى كه ابو حنيفه با آنها مخالفت كرده اختصاص داده ، كه تعدادشان از صد و پنجاه حديث تجاوز مىكند . [ 39 ]
خطيب بغدادى اخبار و نظريات مختلف درباره ابو حنيفه را گرد آورده ، و آراء كسانى كه او را عادل شمرده و مدح كرده و يا كسانى كه او را ضعيف دانسته و مورد طعن قرار داده ذكر كرده ، و نسبتهايى به ابو حنيفه داده كه درست نمىدانيم كه آنها را ذكر كنيم .
اما عالمان حنفى خطيب را مورد طعن قرار داده و او را به تعصب كور متهم كردهاند ، و نيز به مطاعن وارده بر ابو حنيفه پاسخ گفتهاند . [ 40 ]
به هر حال ، جان كلام اين است كه تحقيق و بررسى در زندگى و شخصيت
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٨٢